ریشهی سامی «*طیر» به معنای «پریدن، سریع حرکت کردن» در زبان عربی شاخهزایی زیادی کرده و چنین کلماتی را زاده که در پارسی هم وامگیری شده است: «طائر» (پرنده)، «طَیَران» (پرواز)، «طیّار» (پرندهی چالاک)، و «طَیّاره» (هواپیما). شکلهای دیگری از این ریشه در این کلمات باقی ماندهاند: ጠየረ (طایارا: خوشلباس، مجلل) حبشی امهری، «طیر» (پرنده) و «مَطار» (فرودگاه) عربی. در این بین «طیاره» در زبان عربی به این معنا وجود ندارد و برای نخستین بار در ترکی عثمانی برای اشاره به هواپیما به کار گرفته شده است. این واژه البته پیشتر به معنای «پرنده» در پارسی و عربی وجود داشته است. چنان که خواجوی کرمانی میگوید:
«دلم به بوی تو بر باد رفت و میبینم که در هوا طیران میکند چو طیاره»
همهی این واژگان در شعر و ادب پارس رواج داشتهاند:
خاقانی شروانی: «طیرانت چو دور فکرت من بر از این نُه مقرنس دوار»
سعدی شیرازی: «طیران مرغ دیدی تو به پایبند شهوت به در آی تا ببینی طیران آدمیت»
هاتف اصفهانی: « چون درین تنگ آشیانه ندید جای پرواز و عرصهی طیران
طایر روح لامکان سیرش کرد آهنگ روضهی رضوان»