ریشهی سامی «*ضرر» به معنای «زیان رساندن، آسیب دیدن» در زبانهای سامی قدیم رواج چندانی نداشته و به ویژه در زبان عربی شاخهزایی کرده است. از این رو شاید از زبانهای غیرسامی به این میدان وارد شده باشد. این بن طی هزار سال گذشته تحول یافته و در زبانهای باستانی ردپای چندانی از آن نمایان نیست. مشتقهای این ریشه در زبان پارسی فراوان هستند: «ضرر»، «مضر»، «ضروری»، «ضرورت»، «بالضروره»، «مضرت»، «مضرات»، «مضار»، «اضطرار»، «ضروریات»،
در زبان عربی هم تقریبا همین واژگان را گاه با دلالت معنایی محدودتر داریم و از این رو بعید نیست شاخهزایی اصلی این بن بر اساس بابهای عربی در زبان پارسی صورت پذیرفته باشد. این واژگان در زبانهای دیگر ایرانی نیز دیده میشوند: «زِروری/ زَروری» (ضروری) و «ضَرورَت» و «ضَرَر» و «ایزْتیرار» (اضطرار) ترکی، «ضَروری» و «ضَرورَت» و «اِضْطِرار» اردو، «ضَرورَت» ازبکی، «ضَرائِر» (کور) و «ضَریر» (شرایط مهلک، لبهی پرتگاه) و «إِضْطَرّ» (مجبور کردن، در مهلکه انداختن) عربی، зарар / залал(زَرَر/ زَلَل: ضَرَر) قزاقی، զարար(ضَرَر) ارمنی، ზარალი(زَرَلی: ضرر) گرجی،
این واژگان در زبانهای هندی هم وارد شدهاند: ज़रूरी(ضَروری) و ज़रूरत (ضَرورَت) هندی، জরুরি (جُروری: ضروری) بنگالی، ਜ਼ਰੂਰਤ (ضَرورَت) پنجابی،
برخی از این واژگان در زبانهای دیگر نیز وارد شدهاند: «دَرورَت» (ضرورت) مالایی و اندونزیایی، «دْهَرورَه» (ضرورت) سواحیلی،
مشتقهای این ریشه در شعر و ادب پارسی کاربردی محدود داشتهاند:
عنصری بلخی: «هوای او همه نازست و هیچ نیست نیاز رضای او همه نفع است و هیچ نیست ضرر»
و: «سپهر عالم سعدست و نحس و نفع و ضرر تو آن سعادت بینحس و نفع بیضرری»
سنایی غزنوی: «مرد مردانه کمضرر باشد دود تیره ز چوب تر باشد»
و: «در مصاف خشم و شهوت چشم دل پوشیده دار کاندرین میدان ز پیکان بی ضرر باشد ضریر»
عطار نیشابوری: «هرکه از دشمن نباشد بر حذر عاقبت بیند از او رنج و ضرر»