سیلک


آخرین به روزرسانی:
سیلک


         وام‌واژه‌ی «سیلک» در پارسی جدید که به طور محدود در معنای «ابریشم» به کار گرفته می‌شود، از زبان‌های اروپایی گرفته شده و خاستگاه اصلی‌اش (سی) چینی است به همین معنا، که خویشاوند است با 糸利 (سیری: بافتن) کره‌ای کهن و 실〯 (سیل: نخ) کره‌ای میانه و (شی: نخ، رشته) ژاپنی و «سیرْقِه» منچوری و «سیرْکِک» مغولی. 

این واژه در زبان‌های اروپایی کهن به این شکل‌ها دیده می‌شود: serikos (سِریکُس: ابریشم، پارچه‌ی چینی) وserikon (لباس ابریشمی) و Shr (سِر: کرم ابریشم، مردم چین) یونانی، seta (مو، رشته) و Seres (مردم چین) لاتین قرون وسطایی، sericus (پارچه‌ی ابریشمی) و seres (کرم ابریشم) لاتین متاخر، silki (ابریشم) نُردیک کهن، seie (ابریشم) فرانسوی کهن، šelku (ابریشم) اسلاوی کهن کلیسایی، seolc/ sioloc/ seoloc (ابریشم) انگلیسی کهن، selc/ selk/ sylk (ابریشم) انگلیسی میانه، silkas (ابریشم) پروسی کهن، silki (ابریشم) ایسلندی کهن، 

در زبان‌های زنده‌ی اروپایی از اینجا چنین کلماتی زاده شده‌اند: silk (ابریشم؛ ۱۳۰۰م.) و serge (پارچه‌ی فاستونی) انگلیسی و فرانسوی، silke (ابریشم) سوئدی و دانمارکی، шёлк (شُلْک) روسی، zilkaĩ و šilkai (ابریشم) لیتوانیایی، seda (ابریشم) اسپانیایی، seta (ابریشم) ایتالیایی، Seide (ابریشم) آلمانی، zijde (ابریشم) هلندی، 

         این واژه از دیرباز در زبان‌های ایرانی وامگیری شده بوده و بعید نیست انتقالش به زبان‌های اروپایی با واسطه‌ی زبان‌های ایرانی صورت گرفته باشد. صورت‌هایش در زبان‌های ایرانی چنین است: «شِرائی» (ابریشم) پهلوی، «سَراگین» (ابریشمی) تورفانی، ‌ܫܺܐܪܳܐ (شِرا: کرم ابریشم) و ܫܺܐܪܳܝܳܐ (شِرایا: پارچه‌ی ابریشمی) سریانی، שִׁירָאָה (شِراعا: ابریشم) و שִּׁירָא‎ (شیرا: جامه‌ی ابریشمی) آرامی، 

         در زبان‌های زنده‌ی ایرانی از اینجا چنین واژگانی زاده شده‌اند: «سَرَه» (ابریشم سپید) و «سیلک» و «شیرازه» (حاشیه‌دوزی کتاب که اغلب از ابریشم بوده، مرکب از: شرَه: ابریشم + آژيدن) پارسی، «سِیراء» (پارچه‌ی ابریشمی) و «سَرَق» (حریر سپید) عربی، 

         این واژه خارج از زبان‌های سامی در قلمرو تمدن ایرانی کاربرد نداشته و استفاده از «سیلک» در پارسی نوپا و محدود است. از این رو احتمالا این واژه‌ی چینی از مجرای مسیر دریایی راه ابریشم و از جنوب به بندرهای آسورستان انتقال یافته و از آنجا با واسطه‌ی زبان‌های سامی در اروپا انتشار یافته است. ሢራይ (سیرای) و ሥራይ (سَرَیْ) حبشی گئز و «شیرْخَگ» (ابریشم) مغولی هم شکل‌های دیگری از همین واژه است.