ریشهی این واژه در زبانهای هندواروپایی مشخص نیست. اما بیتردید خاستگاهش در زبانهای آریایی بوده است. چون در این زبانها از زمانی بسیار دیرینه یافت میشود و در شاخهی زبانهای اروپایی خویشاوندانش را نمیبینیم. این پیشنهاد که «سیر» از ترکی به پارسی راه یافته هم با خطای همزمانی عجین است و اعتباری ندارد. چون پیشینهی آن در پارسی و زبانهای مادری پارسی هزارهای بیش از زبانهای ترکی است. به احتمالا زیاد این کلمه با «تیز» خویشاوند باشد. قدیمیترین شکل این واژه «*ثَیْگْرَهْ» (سیر) پارسی باستان است که با «ثیگْرَه» (تیز) نزدیکی دارد.
در زبانهای باستانی ایرانی این شکلها از این واژه را میشناسیم: «*ثَیْگْرَهْ» (سیر) و 𐎰𐎠𐎡𐎥𐎼𐎨𐎡𐏁 (ثَیْگْرَچیش: خردادماه، در اصل یعنی: [ماه] گردآوری سیر) پارسی باستان، 𒊓𒀀𒆳𒊏𒍢𒆜 / 𒊓𒀀𒆳𒍢𒆜 (ساکورازیش/ ساکورزیش: خردادماه) ایلامی،
در زبانهای زندهی ایرانی این واژه چنین خویشاوندانی دارد: «سیر» و «سیرترشی» و «موسیر» پارسی، «سیر/ سیرمُو» (سیر) ترکی
این واژه در شعر و ادب پارسی گاهی به کار گرفته شده است:
سنایی غزنوی: «با برون آی همچو سیر از پوست یا به پرده درون نشین چو پیاز»