سنت واژهی «سنت» از بن سامی کهن «*شنت» گرفته شده که در اصل یعنی «سال/ فصل/ عمر» و احتمالا با بن «*شن» به معنای دندان خویشاوند است. قدیمیترین کاربردهای این واژه را در زبان اکدی داریم که هردو معنی را به دست میدهد: 𒋫𒀝𒋾𒀉 𒊭𒀜𒁴 «پایان سال» (تفطیت شاتّیم) 𒅖𒌅 𒊑𒌍 𒊭𒀜𒁴 𒀀𒁲 𒄩𒄠𒋛𒅎 𒉿𒅈𒄭𒅎 «از ابتدای سال تا پنجمین ماه» (ایشتو رِشو شاتیم اَدی خامشیم وارخیم) 𒊭𒀜𒌈 𒁮𒂵𒀜/𒇷𒅎𒉌𒀉 «[پیشگویی میشود که] فصل خوب/ بد خواهد بود» (شَتّوم دَمْقَت/ لِمنِت) این واژه در زبانهای باستانی ایرانی به این شکلها رواج داشته است: 𒈬 (شَتّوم: سال، فصل) و 𒅗 (شینّوم: سن، عمر، دندان) اکدی، 𐎌𐎐𐎚 (شَنَتو: سال، دوران) اوگاریتی، שָׁנָה (شَنَه: سال) و שְׁנָתִי (شْنَتی: سالانه، مراسم سالانه) و שָׁנִים (شانیم: سالیان) و שָׁנָה (شانا: ) عبری، שַׁנְתָּא (شَنْتا: سال) و שַׁתָּא (شَتّا: دوره) آرامی، 𐤔𐤀𐤍𐤀𐤕 (شانات: سالیان) و 𐤔𐤍𐤕 (شنت: سال) و 𐤔𐤍𐤀𐤕 (شَنات: مراسم سالانه، سنت) فنیقی، ܫܰܢܬܴ݁ܐ (شَنْتا: سال، عمر، دوران) و ܫܹܢ݇ܬܵܐ (شِتّا: سال، چرخهی نجومی) و ܫܢܐ (شَنِه: سنهی...، سالِ...) و ܫܹܐܬܵܐ (شانْتا: سالیان) سریانی، 𐤔𐤕 (شَت: سال) فنیقی و موآبی، در پارسی از این بن چنین کلماتی را میشناسیم: «سنت»، «سنتی»، «سنّی»، «سنتگرا»، «سنتستیز»، «سنهی...» (سال ...)، «سن»، «سن و سال»، «کمسن»، «سنین»، «سنت کردن» (ختنه) در زبانهای زندهی ایرانی از این بن چنین واژگانی زاده شدهاند: «سَنَه/ سِنَه» (سال) عربی، «سِنِه» (سال، دوران) ترکی آذری، «سَنَه» (سال، دوره) و «سِنَت» (ختنه) ازبکی و ترکی استانبولی، در زبانهای هندی هم «سنت» به این شکلها وارد شده است: সন (سُن: سال) بنگالی، सन् (سَن: سال، دوره) هندی، «سِنیت» (سنت، سال) مِهری، این واژگان در برخی از زبانهای دیگر نیز وامگیری شدهاند: sena (سال) مالتی، «سَنات» (سال) آفاری، «سِنِت» (سال) هَرسوسی، ሰነት (سانات: سال، دوره) حبشی تیگره، در شعر و ادب پارسی این واژه به نسبت دیر رواج پیدا میکند. در قرن چهارم و پنجم هجری کلمهی «سنت» بیشتر در نثر در کتابهایی مثل «تاریخ بیهقی» و «کشف المحجوب» هجویری و «وجه دین» ناصرخسرو کاربرد داشته و در شعر به نسبت دیر رایج میشود. فرخی سیستانی و ناصرخسرو از اولین به کار گیرندگانش در شعر هستند:
سنایی غزنوی:
«زنده کن در می پرستی سنت پرویز را/ مایه ده از بوی باده باد عنبربیز را»
خاقانی شروانی: « عشقبازان را برای سر بریدن سنت/ است بر سر نطع ملامت پای کوبان آمدن»
شیخ جامی: « کانچه کردی خلاف سنت بود / توبه کن از خلاف سنت زود کند اظهار بخل و ضنت را/ لیک سازد بهانه سنت را»