سنار


آخرین به روزرسانی:
سنار


         ریشه‌ی پیشاهندواروپایی «*snusos» به معنای «عروس» از ریشه‌ی «*snewbh» (شوهر کردن) گرفته شده و در زبان‌های کهن اروپایی چنین واژگانی را پدید آورده است: nufh/ numfh (نومْفِه/ نوفِه: عروس) و numfos (پری) و nuos (نوئُس: عروس) و numfios (نومْفیُوس: داماد) و paranumfos (پارانومْفُوس: ساقدوش) یونانی، nubere (شوهر کردن، ازدواج کردن) و nubilis (آماده‌ی ازدواج) و connubium (زناشویی، ازدواج) و nuptia (عروسی) لاتین، snor (عروس) نردیک کهن، snur (عروس) آلمانی کهن، snoru (عروس) انگلیسی کهن، снꙋбити(سْنوبیتی: ازدواج کردن) اسلاوی کهن شرقی و کلیسایی، snúbiti(ازدواج کردن) چک کهن، snębić (ازدواج کردن) لهستانی کهن، snore (عروس) فریزی کهن،sanre (عروس) هلندی میانه، 

         این واژگان در زبان‌های زنده‌ی اروپایی از این بن برخاسته‌اند: nubile (جذاب از نظر جنسی، بالغ برای ازدواج) و connubial (تاهل، مربوط به زناشویی) و nuptial (مربوط به جشن عروسی، زایا) و prenuptial (پیش از ازدواج، عزوبت) انگلیسی، nubile (جذاب از نظر جنسی، آماده‌ی ازدواج) فرانسوی، nubile (آماده‌ی ازدواج) و nuora (عروس) ایتالیایی، nubil (جذاب، آماده‌ی ازدواج) و nuera (عروس) پرتغالی و اسپانیایی، сну́бить (سْنوبیت: ازدواج کردن) روسی، snoubit (ازدواج کردن) چک، сну́бити(سْنوبیتی: ازدواج کردن) صربی-کروآتی، snúbiti/ snóbiti(ازدواج کردن) اسلوونیایی، Schnur (عروس) آلمانی، сноха́ (سْنُخَه: عروس، زنِ پسر) و сноха́ч (سْنُوخاچ: مردی که با عروسش ارتباط نامشروع داشته باشد) روسی، 

         این بن در زبان‌های آریایی تقریبا دست نخورده باقی مانده و به ریشه‌ی «*سْنوس» تبدیل شده که در زبان‌های کهن ایرانی چنین واژگانی را زاده است: स्नुषा (سْنوسا: عروس) سانسکریت، «سونیسا» (عروس) پالی، 𑀲𑀼𑀡𑁆𑀳𑀸 / 𑀡𑁄𑀳𑀸 (سونْها/ نُها: عروس) پراکریت، «شونش/ شونشه» (عروس) سغدی، «انه» (عروس) خوارزمی، նու (نو: عروس) ارمنی کهن،

در زبان‌های زند‌ی ایرانی هم از اینجا چنین کلماتی را سراغ داریم: «سُنَه/ سُنْهار/ سُنار» (عروس) پارسی قدیم، «سونُو» (عروس) پارسی افغانی، «زینَل» (عروس) سریکلی، «زینَغ» (عروس) شغنی، «زینَو» (عروس) یزغلامی، «نیشار/ نَشار» (خواهرزن، خواهر شوهر) بلوچی، «سَنُور/ ایسْتِخ» (عروس) وخی، «زینْیُو» (زن برادر) و «زَنی‌یَه» (برادرشوهر) یدغه، «نیگُور/ نْژُور» (عروس) اورموری، «سو/ سونو» (عروس) پراچی، «نُسْتَیْ» (عروس) آسی، «نْگُر» (عروس) پشتون، nuse (عروس) آلبانیایی، նու (نو: عروس) ارمنی، «نُوش» (عروس) کشمیری، 

         در زبان‌های هندی از این بن چنین واژگانی زاده شده‌اند: सून (سون: عروس) کُنکانی، सुन (سونَه: عروس) مراثی کهن، सून(سون: عروس) مراثی، ਨੂੰਹ (نوهْ: عروس) پنجابی، ಸೊಸೆ (سُسِه: عروس) کانادا، 

این واژگان در پارسی مهجور بوده و به ندرت در متون ادبی آمده‌اند.