در اغلب منابع گفتهاند که «سطل» از sitla (سیتْلا) یونانی و situla لاتین به همین معنا وامگیری شده است. اما این واژگان ریشهی مشخصی در خانوادهی زبانهای اروپایی ندارند و واژگانی تک هستند که خویشاوندانی هم ندارند. توزیع این واژه در زبانهای اروپایی هم بسیار محدود است و گذشته از کلمهی لاتین situla که به طور محدود در ایتالیایی و فرانسوی و انگلیسی و اسپانیایی باقی مانده، فقط siẽtas لیتوانیایی به معنای «غربال» احتمالا با آن همخانواده باشد. بر این مبنا حدسم آن است که مسیر وامگیری واژگونه بوده و از زبانهای ایرانی به شکلی محدود در برخی از زبان های اروپایی وارد شده باشد. یک گواه بر تایید این حدس آن که هرچه به قلمرو جغرافیایی ایران نزدیکتر میشویم رواج این کلمه در زبانها بیشتر میشود و شکل آن به «سطل» پارسی-عربی نزدیکتر است: си̏дло (سیدْلُو) صربی-کروآتی، sidlo دالماسی، žejdlík چک، Seidel آلمانی.
ریشهی کلمهی «سطل» درست معلوم نیست، و حدسم آن است که از زبانهای بومی قفقازی برخاسته باشد و به لایهی زبانی پیش از آریایی-سامی تعلق داشته باشد. حضور آن در این بافت زبانی دیرینه بوده و در آرامی این کلمه را به صورت alTs (سیطْلا) داشتهایم. این واژه در زبانهای ایرانی به شکلها دیده میشود: «سطل/ ستل» و «مستطیل» پارسی، «صَطِل» عربی خلیج پارس، «سَطَل» عربی حجازی، სათლი (سَتْلی) گرجی، «سیتْل» ارمنی،
این واژه در شعر و ادب پارسی بارها به کار گرفته شده است:
سنایی غزنوی: «میزر و سطل و آلت تغسیل همه بر خادمان کنند دلیل»
قوامی رازی: «یکی دوبار به گرمابه بردمش دیدم برهنه و به سر بر نهاده سطل و ازار»
عطار نیشابوری: «نیست جز سطل و ازاری با تو چیز وانگی آن هردو نیست آن تو نیز»
ظهیر فاریابی: «آن طاس نگون به گردن آویخته باد چون سطل که آب روی مردم همه ریخت»