ریشهی «*ser» به معنای «حفاظت کردن، پاس داشتن، در دست نگه داشتن» در زبانهای ایتالیک کهن نمایان میشود و برخی گفتهاند که احتمالا وامواژهای از زبان اتروسکی بوده است. با این حال در زبانهای آریایی هم این ریشه را داریم و بنابراین به احتمال زیاد زاییدهی بن پیشاهندواروپایی «*seruo» به همین معنا بوده است. این بن در زبانهای اروپایی کهن این مشتقها را به دست داده است: servus (خدمتکار، برده) لاتین، serkr (پیراهن) نُردیک کهن، serf (رعیت، برده) و server (خدمت کردن) و servise (اجرای مناسک مذهبی جمعی) فرانسوی کهن، 𐍃𐌰𐍂𐍅𐌰 (سَرْوَه: زره) گُتی، searu (زره) و syrce/ serce (پیراهن) انگلیسی کهن، saro (تجهیزات جنگی، رزمافزار) آلمانی کهن، særker (پیراهن) سوئدی کهن، særk (پیراهن) دانمارکی کهن،
در زبانهای اروپایی نو از این ریشه چنین کلماتی برخاستهاند که همگی « خدمتکار، برده، رعیت» معنی میدهند: serv/ serb رومانیایی، servo پرتغالی، serf فرانسوی و آلمانی و کاتالان، و servo ایتالیایی، serkur (پیراهن) ایسلندی، serk (پیراهن) نروژی، särk (پیراهن) سوئدی، særk (پیراهن) دانمارکی، serk/ sark (پیراهن) اسکات،
در زبان انگلیسی و فرانسوی هم از این بن service (خدمت، اجرای مناسک دینی عمومی؛ ۱۱۰۰م.) و serve (خدمت کردن؛ قرن دوازدهم) و servant (خدمتکار) و serf (رعیت، برده) و servitude (بندگی، چاکری) و sergent (گروهبان) را داریم.
در زبانهای آریایی این بن به صورت ریشهی «*سِر» وجود داشته و این واژگان ایرانی کهن را پدید آورده است: 𒊭𒀀𒊒 (سارو: گرفتن، در دست نگه داشتن) هیتی، ityarah (هَرَیْتی: حفاظت میکند، پاس میدارد) اوستایی، सरत् (سَرَت: رشته) سانسکریت، որմ (اُرْم: دیوار، حفاظ) ارمنی کهن.
در زبانهای زندهی ایرانی این ریشه فعال نبوده و تنها առորմի / որմ (اُرْم/ اَرورْمی: دیوار، حفاظ) در ارمنی باقی مانده است. اما وامواژههای فرنگی و ترکیبهایی از آنها به پارسی نو وارد شده است: «سرویس»، «سِرو کردن غذا»، «سرف»، «سلف سرویس»، «سرویس کردن/ دادن»، «دهنسرویس»، «سرف»،