ریشهی پیشاهندواروپایی «*kerdh» به معنای «گله، ردیف، صف» در زبانهای کهن اروپایی این واژگان را پدید آورده است: korqus (کُرثوس: کومه، تلنبار) یونانی، herða (چوپانی کردن، محکم شدن) و hirðir (چوپان) و hjorð (گله) نردیک کهن، herta (گله) آلمانی کهن، heord (چوپانی کردن) و sceaphierde (چوپان گوسفندان، مرکب از: sceap: گوسفند + hierde: چوپان) انگلیسی کهن، hderdere () فریزی کهن، herda (چوپانی کردن، سفت و محکم شدن) و hirdi (چوپان) ساکسونی کهن، 𐌷𐌰𐌹𐍂𐌳𐌰 (هایْرْدا: گله) و 𐌷𐌰𐌹𐍂𐌳𐌴𐌹𐍃 (هایْرْدِیْس: چوپان) گتی، hirde (چوپان) هلندی میانه، hiorþ (گله) سوئدی کهن
در زبانهای زندهی اروپایی از این ریشه چنین کلماتی را سراغ داریم: череда́ (چِرِدا: قطار، ترتیب) روسی، herd (گله، چوپانی کردن) و herdsman (چوپان) و shepherd (چوپان گوسفندان، مرکب از: shep: گوسفند + herd: چوپان) انگلیسی، Hirte (چوپان) و Herde (گله) آلمانی، kerdžius (چوپان) لیتوانیایی،
در زبانهای آریایی این بن به ریشهی «*سَرْدَه» تبدیل شده که معنای اصلیاش «رده، نوع» است. در زبانهای کهن ایرانی چنین واژگانی از این بن برخاستهاند: aDvras (سَرَذَه: جنس، نوع) و dvrasOpsIW (ویسْپُوسَرَد: هرنوع، همهجور) اوستایی، शर्ध (سَرْدْهَه: گله، لشکر) سانسکریت، «سَرْدَگ» (نوع، جنس) پهلوی، «چَنْدسارَگ» (چندگونه، جوراجور) و «هاوسار» (شبیه) تورفانی، «چَنْدسارَگ» (چندگونه، جوراجور) پارتی،
این واژهها به زبانهای زندهی ایرانی نرسیدهاند و تنها واژهی «سرده» در پارسی جدید برای اشاره به شاخههای جانوری در علم ردهبندی به کار گرفته میشود.