ریشهی این واژه درست معلوم نیست و حدسم آن است که از زبانهای کهن پیشاآریایی وامگیری گرفته شده باشد. به هر روی کلمهای قدیمی است و در زبانهای باستانی ایرانی هم وجود داشته است: «سَرَخْس» پهلوی، ܣܪܟܫ/ ܣܪܩܫ/ ܣܪܐܫ / ܣܪܟܣ/ ܣܪܟܘܣ (سَرْکَش/ سَرْقَش/ سَرْعَش/ سَرْکَس) سریانی، սարախս / սարասխ /սէրախս(سَرَخْس/ سَرَسْخ/ سیرَخْس) ارمنی میانه،
در زبانهای ایرانی دیگر نیز این واژه را به این صورتها میبینیم: «سَرْخَس» عربی، «سِرِخْس» ترکی
این واژه در شعر و ادب پارسی دیرینه بوده و از قدیم نام منطقهای در شمال شرقی ایران زمین بوده است و انگار معنای دشت و دمن میداده است:
رودکی سمرقندی: «پوپک دیدم به حوالی سرخس بانگک بر برده به ابر اندرا»
فردوسی توسی: «دگرسو سرخس و بیابانْش پیش گله گشته بر دشت آهو و میش»
و: «میان سرخس است و نزدیک توس ز باورد برخاست آوای کوس»
انوری ابیوردی: «سرخس از جور بیآبی و آبی دریغا روی دارد در خرابی»