سراجی


آخرین به روزرسانی:
سراجی


         برخی از منابع این کلمه را از بن عربی «*سرج» به معنی «زین ساختن» مشتق دانسته‌اند. اما این برداشت نادرست است و تبارنامه‌ی این کلمه پیچیده‌تر است و از پارسی میانه به عربی راه یافته است. واژه‌ی «سیرَم» در پارسی قدیم به معنای «تسمه، رکاب» خاستگاه نامشخصی دارد و احتمالا از زبان‌های پیشاآریایی وامگیری شده باشد. برخی آن را با seira (سِیْرا: طناب، زنجیر) یونانی باستان مربوط دانسته‌اند که در این حالت از بن پیشاهندواروپایی «*twerh» (گرفتن، گرفتار کردن، محصور کردن) برخاسته است. یک خاستگاه محتمل دیگر برای آن                (سر: موی زن، یال جانور) مصری باستان است که در ⲥⲓⲣ (سیر: موی بلند، یال) قبطی باقی مانده است.

به هر حال این واژه در زبان‌های ایرانی قدیمی بوده و در زبان‌های باستانی به این صورت‌ها وجود داشته است: «سیروم/ سیرَم» (تسمه، بند رکاب، قلاده‌ی عقاب) و «سیرْمان» (طراز ابریشم) پهلوی، סירא‎ (سیرا: پشم بافته، طناب، زنجیر) و סַרְגָא (سَرْگا: زین، پوشش) و סְרַג (سْرَگ: بستن) آرامی، ܣܝܪܐ (سیرا: پشم بافته، طناب، زنجیر) و ܣܰܪܓܳܐ (سَرْگا: زین) و ܣܪܰܓ (سَرْگ: بافتنی) و ܣܪܵܓ݂ܵܐ‎ (سَرّاگا: سراج، زین‌ساز) سریانی، סָרַג‎ (سَرَگ: بافتنی) عبری، «ساغْر» (زین) سغدی، 

در زبان‌های زنده‌ی ایرانی این واژگان را از این خانواده می‌شناسیم: «سَرّاجی» و «سرَاج» و «سیرم» و «سیره» پارسی، «سَرْج» (زین) و «سرِاجَه» (زین‌سازی) و «شَرَج» (درهم بافتن، به هم چفت کردن) و «شارْجِه» (اسم شهر، یعنی: درهم‌فشرده) و «سیرَه» (زندگینامه) عربی، «سَرّاج» ترکی آذری، սառաջ (سَراجی: زین‌ساز) ارمنی، სარაჯი (سَراژی: زین‌ساز) گرجی، саргъ (سَرْگ: زین) آسی، 

این واژگان در شعر و ادب پارسی به کار گرفته نشده‌اند.