ریشهی پیشاهندواروپایی «*sehk» به معنای «مراسم دینی، تقدیس کردن، عهد بستن» در زبانهای کهن اروپایی چنین واژگانی را زاده است: 𐌔𐌀𐌂𐌓𐌀/ 𐌔𐌀𐌂𐌓𐌖 (ساکْرا/ ساکْرو: مقدس) فالیسکی، 𐌔𐌀𐌊𐌓𐌀𐌔𐌉𐌀𐌔 (ساکْراسیاس: مقدس) و 𐌔𐌀𐌊𐌀𐌓𐌀𐌕𐌄𐌓 (ساکْراتِر: کاهن، دینمرد) و 𐌔𐌀𐌊𐌓𐌖𐌅𐌉𐌔𐌕 (ساکْروویسْت: مقدسترین) و 𐌔𐌀𐌊𐌓𐌖𐌅𐌉𐌕 (ساکْروویت: تقدیس کرد) و 𐌔𐌀𐌊𐌓𐌉𐌌 (ساکْریم: جانور قربانی) و 𐌔𐌀𐌊𐌓𐌀𐌉𐌕𐌝𐌓 (ساکْرایْتیر: مراسم دینی اجرا کردن) و 𐌔𐌀𐌊𐌓𐌀𐌚𐌉𐌓 (ساکْرافیر: تقدیس شده) و 𐌔𐌀𐌊𐌓𐌀𐌍𐌍𐌀𐌔 (ساکْرانّاس: اشیای مقدس) اُسکان، 𐌔𐌀𐌂𐌓𐌖/ 𐌔𐌀𐌊𐌓𐌀/ 𐌔𐌀𐌊𐌓𐌄𐌚 (ساکْرو/ ساکْرا/ ساکْرِف: مقدس) و 𐌔𐌀𐌊𐌓𐌄𐌖 / 𐌔𐌀𐌊𐌓𐌄 (ساکْرِو/ ساکْرِه: جانور قربانی) اومبری، sanctus (مقدس) و sacer (تقدیس) و sancire / sanctificare (تقدیس کردن) و sanctuarium (معبد) لاتین، satt (عهدنامه) نردیک کهن، saint/ seint (قدیس) و sancrer (تقدیس کردن؛ قرن دوازدهم) و sanctifier (تقدیس کردن) و saintuaire (معبد) فرانسوی کهن، sanct (مقدس) و seht/ seaht/ saht (صلح، آشتی) انگلیسی کهن، 𐌲𐌰𐍃𐌰𐌷𐍄𐍃 (گاساهْت: آشتی، دلجویی) گتی،
در زبانهای زندهی اروپایی از اینجا چنین کلماتی زاده شدهاند: saint (قدیس) و sanctimonie (قدیس بودن؛ قرن شانزدهم) و sainteté (تقدس) فرانسوی، san (قدیس) ایتالیایی، santo (قدیس) اسپانیایی، Sanct (مقدس) آلمانی، sint (قدیس) هلندی، saint (قدیس؛ ۱۵۶۰م.) و sanction (تایید حکم، تثبیت قانون، تحریم؛ اوایل قرن پانزدهم) و sacred (مقدس؛ اواخر قرن چهاردهم) و sainthood (قدیسوارگی؛ ۱۵۴۰م.) و saintly (مقدسمآب؛ ۱۶۲۰م.) و sacral (استخوان خاجی؛ ۱۷۶۷م.) و sanctification (تقدیس کردن؛ ۱۵۲۰م.) و sanctify (تقدیس کردن؛ اواخر قرن چهاردهم) و sanctuary (جایگاه اشیای مقدس؛ اوایل قرن چهاردهم) و sangrail (جام مقدس؛ میانهی قرن پانزدهم) و saught (صلح، آشتی) انگلیسی،
در زبانهای ایرانی این بن از دیرباز وجود داشته اما کاربردش همواره محدود بوده است. در زبانهای کهن ایرانی مشتقهایی از آن را در زبان هیتی سراغ داریم: (شاکْلای: مراسم، آیین) و 𒊭𒀝𒆷𒀀𒅖 / 𒊭𒀝𒆷𒅖 / 𒊭𒀀𒀝𒆷𒀀𒅖 (شاکْلائیش: کاهن، مرد مقدس) و «زَنْکیلَه» (کیفر دادن، دادرسی).
در زبانهای نوی ایرانی تنها «ساکرال» (مهرهی خاجی، مهرههای کمر) در پارسی نو وامگیری شده است.