ریشهی هند و اروپایی «*gewh» به معنای «شتافتن، عجله کردن» در زبانهای کهن اروپایی این واژگان را زاده است: keyra (راندن) نردیک کهن، gōrag (بدبخت) آلمانی کهن، gúre (بیمار) ایرلندی کهن، 𐌲𐌰𐌿𐍂𐍃 (گَورْس: غمگین، سوگوار) و 𐌲𐌰𐌿𐍂𐌾𐌰𐌽 (گاوریان: غمگین شدن) گتی، żurzyć (خشمگین شدن) لهستانی کهن،
در زبانهای زندهی اروپایی از این ریشه چنین لغاتی برخاستهاند: жури́ти (ژوریتی: غمگین شدن) اوکراینی، жури́цца (ژوریتْسَّه: سوگواری کردن) بلاروسی، жу́рити (ژوریتی: شتافتن، عجله کردن) و гу́рати (گوراتی: هل دادن) صربی-کروآتی، žúriti (عجله کردن، شتافتن) و gúrati (عذاب دادن) اسلوونی، жури́ть (ژوریتْیْ: جروبحث کردن) روسی، zurit (خشم) چک، żurzyć (عصبانی شدن) لهستانی، žúriť (خشمگین شدن، دعوا کردن) اسلواکی،
در زبانهای آریایی این بن به ریشهی «*زو/ *جو» بدل شده در زبانهای کهن ایرانی چنین واژگانی را نتیجه داده است: wag (گَوْ: شتافتن) و ituzu (اوزوتی: به بیرون جریان داشتن) و aetSIWvz (زَویشْتیَه: سریعترین، پرشتابترین) اوستایی، «جَوَتِه» (شتافتن) و जु (جو: عجله) و «جَوَنَه» (محرک) و «جَوَس» (سرعت) و «جَوین» (چالاک) و «جوتی» (زود، شتاب) و «جو» (اسب مسابقه) و घोर (گْهُورا: ترسناک، مهیب) سانسکریت، «زوت» پهلوی، «زود» تورفانی،
در پارسی از اینجا چنین کلماتی زاده شدهاند: «زود»، «زودهنگام»، «بهزودی»، «زودرس»، «زودی»، «زودخیز»، «زودرنج»، «زودگذر»، «زودخشم»، «زودباور»
در سایر زبانهای زندهی ایرانی از این ریشه چنین کلماتی مشتق شدهاند: «زی» (زود) سیوندی، «زیث/ زوت» (زود) بلوچی، «زو» (سریع) کردی،
این کلمات در شعر و ادب پارسی رواج داشتهاند:
فردوسی توسی: « کی نامور پاسخ آورد زود که از من شگفتی بباید شنود »
حافظ شیرازی: « به فتراک ار همیبندی خدا را زود صیدم کن
که آفتهاست در تاخیر و طالب را زیان دارد »
بیدل دهلوی: «هرچه از مدت هست و بود است دیرها پیش خرام زود است »