ریشهی پیشاسامی «*ریه» به معنای «شش، سینه» در زبانهای باستانی ایرانی چنین واژگانی را زاده است: 𒃮 (ایراتو: سینه، شش) و 𒃮𒊑 (گَباری: سینه به سینه شدن، رقابت کردن) و 𒃮𒋗𒃻 (گَبَشوگار: حریف، رقیب) اکدی،irt (ایرْت: شش) اوگاریتی، ܪ̈ܲܐܘܵܬܵܐ (رائتا: شش) سریانی، רֵאָה (رِئا: شش) عبری،
در زبانهای زندهی ایرانی هم از این بن چنین کلماتی را سراغ داریم: «ریه» و «ذاتالریه» پارسی، «رِئَه» عربی. ርእየ (رَئْیا) حبشی گئز هم از همینجا آمده است.
«ریه» با بسامدی اندک در شعر و ادب پارسی به کار گرفته شده است:
سنایی غزنوی: «ریه را از تنفس بسیار وز خمود عضل کزاز و قفار
انتصاب آنکه تنگ گشت نفس قصبه ریه را ز قسمت پس
... وآنچه را نام کرده اند سعال قصبه ریه را کند بد حال»
علیشیر نوایی: «دگر طحال و کبد باز قلب و باز ریه دگر مثانه و غضروف و مره باز کلا»
ملکالشعراء بهار: «چون شود در به روی کس بسته ریه زان بستگی شود خسته»