روده


آخرین به روزرسانی:
روده


         برای «روده» ریشه‌ی پیشاهندواروپایی «*reuto» پیشنهاد شده در همین معنی، که شاید تنها مشتق اروپایی‌اش reoda انگلیسی کهن باشد. این واژه ولی در زبان‌های ایرانی کهن رواج گسترده‌ای داشته است و بر همین «روده» دلالت می‌کرده است: «رُوت» پهلوی، «رُودیگ» پارتی، «رووْ» سغدی، «رْرووا/ رْروتَه» سکایی، «رودک» خوارزمی

         در زبان‌های ایرانی زنده هم این‌واژه به این شکل‌ها دیده می‌شود: «روده» و «روده‌بر» و «روده بزرگ» و «روده کوچک» و «دل‌وروده» پارسی، «رِئَه» طبری، «روآ» تالشی، «رووی» کردی، «رُت/ رُث» بلوچی، «روتَه» یغنابی، «رَد» یزغلامی، «رِوْد» سریکلی، «رود» آسی، «روئی» یدغه، «رُوچیک» اشکاشمی

«روده» در شعر و ادب پارسی زیاد به کار گرفته شده است:

فردوسی توسی: «ز چوبی کمان کرد وز روده زه                 ز هر سو برافکند از زه گره»

مولانای بلخی: «جای دگر بوده‌ای، زآنک تهی روده‌ای  آب دگر خورده‌ای، زآنک گِل‌آلوده‌ای»

سعدی شیرازی: «دو چشم و شکم پر نگردد به هیچ               تهی بهتر این روده‌ی پیچ پیچ»