رنب


آخرین به روزرسانی:
رنب


         حدس زده‌اند که در زبان پیشااروپایی کهن ریشه‌ای وجود داشته به شکل «*reu» که «ریز ریز کردن، بریدن، کندن» معنی می‌داده است. این بن در زبان‌های اروپایی کهن چنین واژگانی را زاده است: ruere (فرو پاشیدن، درهم شکستن) لاتین،‌ rögg (پشم زمخت، موی زبر) نُردیک کهن، rögg (پشم زمخت، موی زبر) و rug/ rug (پشمالو، زبر) انگلیسی کهن، rag (تخته سنگ؛ اواخر قرن سیزدهم) و rough/ ruwe/ roghe (زبر، چغر؛ اواخر قرن چهاردهم) و ruggedy (زبر، ناهموار؛ اواخر قرن چهاردهم) انگلیسی میانه، rag (پشم زبر) دانمارکی کهن، ruuch (زبر، خشن) هلندی میانه، ruher (زبر، خشن) آلمانی کهن، 

         در زبان‌های اروپایی نو از این ریشه چنین کلماتی را سراغ داریم: ruig (زبر، خشن) هلندی، rauh (زبر، خشن) آلمانی، rugga (گلیم) نروژی، ruch/ rouch (خشن، زبر) اسکات، rugg (گلیم) سوئدی، raukas (چین خوردگی) و rukti (چین خوردن) لیتوانیایی، rögg (موبلند) ایسلندی، rag (پارچه کهنه؛ اوایل قرن چهاردهم) و rough (زبر، خشن؛) و rugged (ناهموار، زبر؛ ۱۳۰۰م.) انگلیسی، 

         این بن در زبان‌های آریایی به ریشه‌ی «*رَوْ» بدل شده و از آن این واژگان در زبان‌ سانسکریت زاده شده‌اند: «روکْسَه» (زبر، خشن) و «رُمَن/ لُمَن» (موی بدن) و «رُمَسَه/ لُمَسَه/ لُومَوَنْت» (پشمالو، مودار) و «اَلُومَن/ اَلُومَکَه» (بی‌مو) 

         در زبان‌های زنده‌ی ایرانی هم از این بن چنین واژگانی برخاسته‌اند: «رُنْب/ روم» (موی زهار) پارسی، «رِمْج» (موی زهار) سریکلی، «روم» (موی زهار) سیوندی، «رُووْ» (موی زهار) و «رِوِه» (شرمگاه) کردی،

این واژه‌ها عامیانه و رکیک قلمداد می‌شده‌اند و به همین خاطر در شعر و ادب پارسی بسیار به ندرت به کار گرفته‌ شده‌اند. به ویژه کاربردشان را در هجو می‌بینیم. چنان که لبیبی خراسانی گوید:

«آنگاه که من هجات گویم                 تو ریش کَنی، زن تو رمبه       »