صفت «رُمَانی» به معنای «سرخ، به رنگ انار» در پارسی رواج داشته و کاربرد اصلی اش برای اشاره به رنگ سنگها و به ویژه لعل و عقیق و یاقوت سرخ بوده است. چنان که ناصرخسرو میگوید:
«زمرد دیدهی افعی چگونه میپالاید عقیق و لعل رمانی چرا اصل از حجر دارد»
و حافظ چنین بیتی دارد:
«چشمم لعل رمانی چو می بینند میخندند ز رویم راز پنهانی چو می بینند میخوانند»
این واژه از «رُمّان» عربی به معنای «انار» گرفته شده که خاستگاهش درست روشن نیست، اما دو نکته را دربارهاش میدانیم. یکی آن که واژهای بسیار قدیمی است و دیگر آن که تباری سامی ندارد و احتمالا از سومری گرفته شده است.
این واژه در سومری به شکل 𒉡𒌫𒈠 (نورما) وجود داشته و از آنجا در اکدی وامگیری شده و به صورت 𒉡𒌫𒈠 (نورما) و بعدتر 𒇻𒆸𒌅 (لورمو، لوریمتو، لورینّو) و 𒉡𒊑𒅎𒁺 (نوریمدو، نوریمتو) درآمده است. شکل هوری «انار» یعنی 𒉡𒊏𒀭𒋾 (نورانتی) احتمالا بومی بوده و موازی با زبان سومری از قدیم وجود داشته است. از این خاستگاه سومری اولیه احتمالا سایر صورتهای این واژه در زبانهای باستانی ایرانی مشتق شدهاند: רִימֹּונָא / רִמֹּונָא (ریمّونا) آرامی، רימון \ רִמּוֹן (ریمّون) عبری، ܪܘܡܢܐ (رومانا) سریانی، ሮማን (رُومَن) گئز، 𐎍𐎗𐎎𐎐 (لرمن) اوگاریتی، 𒉡𒌫𒈬 (نورْمو) هیتی.
شکل مصری این واژه به صورت «جنهمن» نوشته میشده و «الرَمّان» خوانده میشده است. همین کلمه بعدتر به خط مردمی (دموتیک) مصری به صورت «هرنت» و با خطوط قبطی در بُحَیری به شکل ⲉⲣⲙⲁⲛ (اِرمان) و در اخمیمی ⲗⲉϩⲙⲉⲛ (لِهْمان) و در سَحیدی ϩⲉⲣⲙⲁⲛ (هِرمان) نوشته میشده است.
این کلمه در زبانهای دیگر هم وامگیری شده است: rummien مالتایی، romano ایتالیایی، romã پرتغالی، ரும்மான் (رومّان) تامیلی.
در زبانهای ایرانی این واژه به صورت «رُمّانی» (سرخ، یاقوتی) پارسی، «رُمّان» (انار) عربی و «رُمان» (انار) ترکی عثمانی باقی مانده است. حدسم آن است که نام دخترانهی «رومینا» در ایران که به نادرست برگرفته از اسم کشور «روم» پنداشته شده، از همینجا آمده باشد. در میان آسوریها این نام از قدیم وجود داشته و «رُمینّا» به معنای «براق، صیقلی، پاکیزه» است، که یا به دانههای انار اشاره میکند و یا به عقیق رُمّانی. بنابراین اسم «رومینا» همتای «گلنار» است.