رشک


آخرین به روزرسانی:
رشک


         ریشه‌ی پیشاهندواروپایی «*eras» به معنای «حسد ورزیدن، غیرت داشتن» از بن «*hers» به معنای «جاری شدن، لبریز شدن» مشتق شده و در زبان‌های اروپایی بیشتر دلالت «خطا کردن، سرگردان شدن» را پیدا کرده است. ریشه‌ی «*eras» در زبان‌های کهن اروپایی این نمونه‌ها به دست داده است: errare (گم شدن، سرگردان شدن، تردید کردن) و error (گمراهی، سرگردانی) و errator (گمراه، خطاکار) و erroneous (گمراه کننده، اشتباه‌آمیز) لاتین، irren (سرگردان شدن) و irri (خشم، دیوانگی) آلمانی کهن و میانه، errer (اشتباه کردن، گمراه شدن) فرانسوی کهن، eorsian (حسد ورزیدن) و ierre/ yrre/ eorre (خشم) انگلیسی کهن، irrian/ irrean (سرگردان شدن، گمراه شدن) و erri/ irri (خشم، دیوانگی) ساکسونی کهن، irre/ ire (خشم) فریزی کهن، irren (ولگردی کردن) هلندی کهن، erren (خطا کردن) و irre/ are/ erre (خشم، دیوانگی) هلندی میانه،𐌰𐌹𐍂𐌶𐌾𐌰𐌽 (اَیْرْزْیان: گمراه شدن) و 𐌰𐌹𐍂𐌶𐌴𐌹𐍃 (اَیْرْزِیْس: فریبکارانه، خطاکارانه) و 𐌰𐌹𐍂𐌶𐌹𐌸𐌰 (اَیْرْزیثَه: خطا، اشتباه) گتی، 

در زبان‌های زنده‌ی اروپایی از این ریشه چنین کلماتی را می‌شناسیم: aršsus (سخت، خشن) و įširsti (خشونت، خشم، حسد) ‌لیتوانیایی، irren (سرگردان شدن) و irre (دیوانگی) ‌آلمانی، irra (سرگردانی، گمراهی) سوئدی، errar (سرگردان شدن، اشتباه انجام دادن کاری) کاتالان، errare (گمراه شدن، اشتباه کردن) ایتالیایی، err (خطا کردن) و error (خطا) و erroneous (خطاکارانه، اشتباه‌آمیز) انگلیسی، yerro (خطا، اشتباه) و errar (ولگردی کردن، اشتباه کردن) اسپانیایی، errar (ولگردی کردن، اشتباه کردن) پرتغالی، errer (اشتباه کردن، گمراه شدن) فرانسوی، ar (متاسف، پشیمان) هلندی، 

این بن در زبان‌های آریایی به ریشه‌ی «*اَرْسْ/ *اَرْش» تبدیل شده و همان معنای «حسد، خشم» را می‌رساند. در زبان‌های کهن ایرانی از اینجا چنین واژگانی را می‌شناسیم: «اَرْسَنی‌یا» (رشک ورزیدن) و 𒅈𒀸𒍣 (اَرَشْزی: رشک، حسد) و 𒀀𒅈𒀸𒍣 (آرَشْزی: پر شدن [از خشم]، [کاسه‌ی صبر] لبریز شدن) هیتی، 𒀀𒅈𒅆𒅀𒀭𒁺 (آرْشیانْدو: حسد ورزیدن) لوویایی، Sra (اَرْش: حسد) و aksara (اَرَسْکَه: حسد ورزیدن) و tnaySvra (اَرَشْیَنْت: حسود، غیور) اوستایی، ईर्ष्या (ایرْسْیا: حسد) و ईर्ष्यति (ایرَسْیَتی: خشمگین بودن، بداخلاقی کردن) و इरस् (ایرَس: خشم، دشمنی) سانسکریت، «اَریشْک» (رشک) پهلوی، «رَسْک» (رشک) و «رَسْکِن» (حسود) پارتی، «اَرِشْک/ رِشْک» (رشک) و «اَرِشْکِن/ رِشْکْوَر» (حسود) تورفانی، «ارسک» (رشک) و «ارسقنی» (متعصب، غیور) سغدی، «اَرِه» (رشک) سکایی، հեռ (هِر: خشم، حسد) ارمنی کهن، 

         در زبان‌های نوی ایرانی از اینجا چنین کلماتی را سراغ داریم: «رشک/ ارشک» و «رشک‌آمیز» و «رشک‌‌ورزی» پارسی، «هیرْس» (رشک) بلوچی، հեռ (هِر: خشم، حسد) ارمنی،

         در زبان‌های هندی هم این واژگان را از این بن می‌شناسیم: ಈರ್ಷ್ಯೆ (ایرْسْیِه: حسد) کانادا، 

          این واژگان در شعر و ادب پارسی زیاد به کار گرفته شده‌اند: 

فردوسی توسی: « به رشک اندر آهرمن بدسگال                  همی رای زد تا ببالید بال»

مولانای بلخی: « ای رشک ماه و مشتری با ما و پنهان چون پری

خوش خوش کشانم می‌بری آخر نگویی تا کجا»

حافظ شیرازی: « خود را بکش ای بلبل از این رشک که گل را

                                                               با باد صبا وقت سحر جلوه گری بود»