«رخ» پارسی احتمالا از ریشهی پیشاهندواروپایی «*sraku» به معنای «گوشه، کنج، لبه، تیغه» برخاسته که در زبانهای اروپایی شاخهزایی نکرده و تنها در زبانهای آریایی به بار نشسته است. برای تبارنامهاش دو پیشنهاد دیگر هم داریم. هُرن میگوید شاید از «*رَوک» (فروغ، روشنایی) گرفته شده باشد، که آشکارا نادرست است، و آبایف آن را با ریشهی هندواروپایی «*rus» (ریختنِ مو) مربوط میداند که rysja (ریزش مو) نروژی و rosjen (شکم) سوئدی از آن برخاستهاند. اما این ریشهای مشکوک است و چنین تبارنامهای بعید به نظر میرسد.
از این رو ریشهی فرضی «*sraku» همچنان بهترین پیشنهاد به نظر میرسد. در زبانهای کهن ایرانی از این ریشه چنین کلماتی برخاستهاند: Itcars (سْرَخْتی: زاویه، کنج) و Itcarq (ثْرَخْتی: گوشه، لبه) اوستایی، «سْرَکْوَه» (دهان، دندان) و «سْرْکْوَن» (گونه، پوزه) و «سْرَکْتی» (گوشه، کنج) سانسکریت، «رَخ/ رَخْوْ» (چهره) و «سْرَخْتَک» (سو، کنار) پهلوی، «رَها» (شکاف، لبه) سکایی، «رخ» (چهره) خوارزمی، երախ (اِرَخ: پوزه، دهان) ارمنی کهن، «رغاهْ» (چهره) سغدی،
در زبانهای زندهی ایرانی هم این واژگان از آن مشتق شدهاند: «رخ» و «رخسار» و «نیمرخ» و «سهرخ» و «گلرخ» و «ماهرخ» پارسی، «رَخ» (گونه، لُپ) پارسی قدیم، «رَها» (لبه، تیزی) و «راهْ» (کناره، لبه) و «رَهْنَغ» (لبِ جوی، رودبار) و «دوراهِن» (دولبه، دوتیغه) بلوچی، երախ (اِرَخ: پوزه، دهان) و «اِرَخْچان» (پوزه)و شاید երախան (اِرَخَن: بزم، مهمانی، کاروانسرا) ارمنی، «روخ» (پیشانی) وخی، «رُوخ» (رخ) یدغه، «رَخ» (رخسار) و «رُوخ» (جهت، سمت) و «بارْخُو» (چهره) پشتون، «رُخْسار» اردو و سندی، «رَخ» (چهره) یغنابی.
در زبانهای هندی «رخسار» پارسی به این شکلها وامگیری شده است: রুখসার (روخْسَر) بنگالی، रुख़सार (روخْسار) هندی، ਰੁਖ਼ਸਾਰ (رُخْسار) پنجابی،
مشتقهای این ریشه در زبان ادبی پارسی فراوان به کار گرفته شده است:
فردوسی توسی: «لب موبدان خشک و رخساره تر زبان پر ز گفتار با یکدگر»
و: «به دل پر کین شد به رخ پر ز چین فرسته فرستاد زی شاه چین»
خیام نیشابوری: «چون لاله به نوروز قدح گیر به دست با لالهرخی اگر تو را فرصت هست»
حافظ شیرازی: «ما در پیاله عکس رخ یار دیدهایم ای بیخبر ز لذت شرب مدام ما»
و: «آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد صبر و آرام تواند به من مسکین داد»
مولانای بلخی: «ای که تو ماه آسمان، ماه کجا و تو کجا در رخ مه کجا بُوَد این کر و فر و کبریا؟»