رتیل


آخرین به روزرسانی:
رتیل


         بیشتر فرهنگنامه‌ها «رتیل» را واژه‌ای دخیل از عربی دانسته‌ام، چون در این زبان هم این جانور را «رُتَیْل» و «رُتَیْلاء» می‌نامند. اما خاستگاه این کلمه احتمالا زبان‌های هندی باستانی است و از آنجا در عربی و پارسی وامگیری شده است. در زبان‌های هندی این کلمات را داریم که اغلب پیشینه‌ای بیش از «رتیل» در عربی و پارسی دارند: लूता (لوتّا: عنکبوت) و «لوتیکا» (رتیل) و «لوتاکَه» (مورچه) سانسکریت و پالی، «لوتا» (عنکبوت) و 𑀮𑀽𑀆 (لوآ: رتیل، گزیدگی) پراکریت، «لِتِرْیا» (رتیل) راوری.

         «رتیل» در سایر زبان‌های ایرانی به شکل‌ها وجود دارد: : «روتِیْلا» ترکی، ըռաթիլայ (آراتیلایْ) و ըռաթիլէ (آراتیلِه) ارمنی.

         این واژه در پارسی عامیانه بوده و چندان رواج نداشته است. تنها ملک‌الشعرای بهار آن را به کار گرفته و گفته: «وین بَتَر از عقرب و مار و رتیل             حمله‌ور آید به سویم خیل خیل»

و: «نیش‌زن چون عقرب است و مرکز زهرش زبان              شعرهایش چون رتیلا پشم‌دار و بدنما»