ریشهی پیشاهندواروپایی «*reu/ *rey» به معنای «نعرهی جانوران، غریدن» چندان زایا نبوده و در هردوشاخهی زبانهای آریایی و اروپایی واژگانی اندک را به دست داده است. در زبانهای اروپایی از این ریشه چنین کلماتی برخاستهاند و همگی معنای اولیهشان را حفظ کردهاند: raucus لاتین، ruti اسلاوی کهن کلیسایی، rarian انگلیسی کهن، roren انگلیسی میانه، roar انگلیسی، reeren هلندی میانه، reren هلندی و آلمانی کهن، röhren آلمانی، rieti/ riejo لیتوانیایی، raro سوئدی، rymr ایسلندی،
در زبانهای آریایی این ریشه به «*رَوْ» تبدیل شده و همان معنای «بانگ، هیاهو، عوعو» را میرسانده است. از این ریشه در زبانهای ایرانی این واژگان زاده شدهاند: atawrU (اورْوَتَه: غرنده، راونده) اوستایی، «رَگَتی/ راوتی» (غریدن، ماق کشیدن) و «راوَه» (غرش، آواز) و رَوَتْهَه» (همهمه) و «راوَه» (آواز، غوغا) سانسکریت، «رو» (غرنده) خوارزمی، «راوَنده» (غرنده، بانگزن) پارسی، «راو/ راوین» (پارس کردن) کردی، «ویرِوْ» (پارس کردن) سریکلی، «اَرَوین» (طنین انداختن) آسی.
واژهی «راونده» در شعر و ادب پارسی بسامد چندانی نداشته و بسیار کمیاب است.