ریشهی «*دکک» به احتمال زیاد از سومری برخاسته و «سکو» معنی میداده است. این بن در زبان اکدی هم وارد شده و معنای «مغازه» پیدا کرده و از آنجا با واسطهی زبانهای سامی در سراسر زبانهای ایرانی انتشار یافته است. در زبانهای باستان ایرانی از اینجا چنین واژگانی زاده شدهاند: 𒆠𒍇 (دَگَّن: حجره، سکوی دیواری) سومری، 𒆠𒍇 (تَکَّنو/ دَکَّنو: سکو، تخت، حجره) اکدی، դուքան(دوکان) و տուքան (توکان) ارمنی میانه،
در زبانهای زندهی ایرانی از این ریشه چنین کلماتی را سراغ داریم: «دکّان» و «دکاندار» و «دکه» پارسی، «دَکَن» (چیدن کالا) و «دُکّه» (مغازه) عربی، «دوکْیان» و «دوکّان» ترکی، «دوکان» اردو، дүкен(دوکِن) قزاقی، дүкөн(دوکُن) قرقیز، دڪان (دوکانو) ترکی اویغوری، дӯкон(دوکُن) پارسی تاجیکی، «دُئْکُون» ازبکی، дукани(دوکَن) و дукани(دوکانی) آسی، დუქანი (دوکانی) گرجی، адәқьан(اَدْوْکیان) ابخازی، dyqan آلبانیایی، դուքան(دوکان) و դուքյան (دوکیان) ارمنی،
در زبانهای هندی این واژه به چنین صورتهایی دیده میشود: দোকান (دوکان) آسامی، দোকান(دَوکَن) بنگالی، દુકાન(دوکان) گجراتی، दूकान(دوکان) هندی، दुकान(دوکان) مراثی، ਦੁਕਾਨ(دوکان) پنجابی، «دوکانو» سندی، దుకాణము(دوکانَمو) تلوگو،
این واژه به زبانهای دیگر نیز راه یافته و به این صورتها در آمده است: doceion (دُخِئیُون: نگهدارنده، سکو) یونانی، дюкян(دیوکیان: کارگاه) و дућан (دوکان: مغازه) بلغاری، tükânتاتاری کریمه، dugheanăرومانیایی، духа́н(دوخان) روسی و اوکراینی، дућан (دوکان) صربی-کروآتی، duttyánمجاری، туькен (توکِن) نوقای، adoquin اسپانیایی،
این واژه از ابتدای کار در شعر و ادب پارسی فراوان به کار گرفته شده و به همین خاطر به احتمال زیاد در زبان پهلوی هم وجود داشته است. هرچند در متنهای پهلوی پدیدار نیست.
رودکی سمرقندی: «آن زن از دکان فرود آمد چو باد پس فلرزنگش به دست اندر نهاد»
فردوسی توسی: «به دکانش بنشست گشتاسپ دیر شد آن پیشهکار از نشستنْش سیر
بدو گفت آهنگر: ای نیکخوی چه داری به دکان ما آرزوی؟»
ناصرخسرو قبادیانی: «در پیش هردو هردو دکاندار آسمان استاده هرچه دیر فروشد همیخرند»
مسعود سعد سلمان: «در سمج من دکانی چون یک بدست نیست
نگذاردم که هیچ نشینم بر آن دکان»