«دُوسَر» که در پارسی نام نوعی جو (یولاف) یا گندم است، بر خلاف تصور مرسوم ترکیب عدد «دو» و سر نیست و کلمهای باستانی است که از ریشهی سامی کهن «*دسر» به معنای «تکیه کردن، متصل شدن» آمده. قدیمیترین شکلش در زبان اکدی معنای «فربه، قوی» را میرسانده است. صورتهای باستانی این واژه مثل پارسی امروز صفتی برای غله بودهاند: 𒁲𒊬𒊒 (دیشارّوم) اکدی، דישרא/ דשרא (دیشْرا/ دِشْرا) آرامی، ܕܫܪܐ/ ܕܘܫܪܐ (دِشْرا/ دوشْرا) سریانی
در زبانهای زندهی ایرانی این واژگان از ریشهی «*دسر» باقی ماندهاند: «دوسر» (نوعی جو) پارسی، «دَوْسَر» (نوعی جو) و «دَسَر» (هل دادن، فشردن) و «دِسار» (میخ، پرچ) عربی.
این واژه در زبان سواحیلی هم به صورت «دُسَری» وامگیری شده و «نقص» معنی میدهد.
«دوسر» در پارسی عامیانه محسوب میشده و در شعر و ادب پارسی نیامده است.