ریشهی پیشاهندواروپایی «*dekm» به معنای «ده/ ۱۰» تقریبا در همهی زبانهای برخاسته از این بن وجود دارد و شاید با ریشهی «*dek» به معنای «گرفتن، فهمیدن» خویشاوند باشد. خوشهی کلمات منتهی به «صد» هم از همین ریشه مشتق شدهاند. برخی از منابع کلمهی ودایی «داسی» به معنای «دشمن، بومی غیرآریایی» و «دهیوم/ دخیوم» پارسی باستان و زادگانش مثل «ده/ دهکده» را با این ریشه مربوط دانستهاند که اشتباه مینماید.
این بن در زبانهای اروپایی کهن چنین واژگانی را پدید آورده است: deka (دِکا: ده) و dekatos (دَکاتُوس: دهم) و dekanos (دِکانُوس: بهر سوم در دایرهالبروج دهتایی قدیمی) و denarion (دِناریُون: دینار [گویش بیزانسی]) یونانی، decem (۱۰) و decimus (دهم) و decuria (بهر سوم در دایرهالبروج دهتایی قدیمی) و deni (دهتا) و denarium (دینار، در اصل یعنی: دهتایی) و December (ماه دهم سال) لاتین، tíu (۱۰) و tigr (دهه، دهتایی) و tiundi (دهم) نردیک کهن، zehan (۱۰) آلمانی کهن، tien/ ten/ tyn (۱۰) انگلیسی کهن، ten/ tene/ tenne/ tien (۱۰) انگلیسی میانه، deich (۱۰) و dechmad (دهم) ایرلندی کهن، dessimts (دهم) و desimtan (۱۰) پروسی کهن، dec (۱۰) برتونی کهن، dek (۱۰) برتونی میانه و نو، deg (۱۰) ولش میانه و کورنی، tehan (۱۰) ساکسونی کهن، tien (۱۰) هلندی میانه، tio/tiu (۱۰) سوئدی کهن، 𐍄𐌰𐌹𐌷𐌿𐌽 (تَیْهون: ۱۰) و 𐍄𐌹𐌲𐌿𐍃 (تیگوس: دهه) و 𐍄𐍅𐌰𐌹 𐍄𐌹𐌲𐌾𐌿𐍃 (تْوَیْتیگیوس: ۲۰) و 𐍃𐌰𐌹𐌷𐍃 𐍄𐌹𐌲𐌾𐌿𐍃 (سَیْهْستیگیوس: ۱۶) و 𐌸𐍂𐌴𐌹𐍃 𐍄𐌹𐌲𐌾𐌿𐍃 (ثْرِیْستیگیوس: ۱۳) و 𐍄𐌰𐌹𐌷𐌿𐌽𐌳𐌰 (تَیْهونْدَه: دهمی) و 𐌽𐌹𐌿𐌽𐍄𐌴𐌷𐌿𐌽𐌳 (نیونتَهونْد: ۹۰) گُتی،десѧть (دِسِتی: ۱۰) اسلاوی کهن کلیسایی،
در زبانهای زندهی اروپایی از این ریشه چنین کلماتی را میشناسیم: desmit (۱۰) و desmitais (دهم) لتونیایی، dẽšimt (۱۰) لیتوانیایی، ten (۱۰) و tenfold (ده برابر) انگلیسی، Zehn (۱۰) آلمانی، dix (۱۰) و decimetre (دسیمتر، یک دهم متر) و decapod (صدپا، هزارپا) فرانسوی، deich (۱۰) ایرلندی، deg (۱۰) ولش، ten (۱۰) اسکات، tien (۱۰) هلندی و آفریکانس، צען (تْسِن: ۱۰) ییدیش، tíu (۱۰) ایسلندی، ti (۱۰) نروژی و دانمارکی، tio (۱۰) سوئدی، десять (دِسیَت: ۱۰) روسی،
برخی از این واژگان در زبانهای ایرانی وامگیری شدهاند: «دینار»، «دسامبر»، «دسیمتر»،
این بن در زبانهای آریایی به ریشهی «*دَثَه» تبدیل شده و در زبانهای باستانی ایرانی چنین واژگانی را زاده است: asad (دَسَه: ۱۰) و amvsad (دَسَمَه: دهم) اوستایی، ds (دَثَه: ۱۰) پارسی باستان، दश (دَسَه: ۱۰) و दशकण्ठ (دَسَهکَنْتْهَه: لقب اژدهای راوَنَه، یعنی: ده گردن) و «دَسَت» (دهتایی) و «دَسَمَه» (دهم) و «دْرْکانَه» (بهر سوم در دایرهالبروج دهتایی قدیمی) و «دینارَه» (دینار) سانسکریت، 𑀤𑀲 (دَسَه: ۱۰) پراکریت اردهمگدی و ساوراسنی، 𑀤𑀲 / 𑀤𑀳 (دَسَه/ دَهَه: ۱۰) پراکریت مهاراستری، «دَسَه» (۱۰) پالی، «دَهْ» (۱۰) و «دَهوم» (دهم) و «دِنار» (دینار) پهلوی، «دَهْ» (۱۰) و «دَهُم» تورفانی، «دَس» (۱۰) و «دَسُم» (دهم) پارتی، «دَسَو» (۱۰) و «دَسْمَنَه» (دهم) سکایی، «ذَسا/ دَسا» (۱۰) و «ذَسْمی/ ذَسْمیک» (دهم) و «ذینار» (دینار) سغدی، «ذیس» (۱۰) و «ذشیم» (دهم) خوارزمی، տասն (تَسْن: ۱۰) و երեքտասան (اِرِکْتَسَن: ۱۳) و հնգետասաներորդ (هْنْگِتَسَن: ۱۵) و մետասան (مَتَسَن: ۱۱) و մետասանեքին (مَتَسَنِکان: یازدهتایی، هر یازدهتا) و երկոտասան (اِرْکُوتَسَن: ۱۲) و իննուտասն (اینّوتَسَن: ۱۹) ارمنی کهن، laso (لَسُو: ۱۰) بلخی، «سَک» (۱۰) تخاری،
در پارسی از اینجا چنین واژگانی برخاستهاند: «ده»، «یازده»، «دوازده»، «سیزده»، «چهارده»، «پانزده»، «شانزده»، «هفده»، «هجده»، «نوزده»، »«دهگان»، «دهتایی»، «دهم»، «دهک»، «[سیستم] دهدهی»، «دهیک»، «دینار» (وام از لاتین)، «صنّار» (کوتاه شدهی: صد دینار)، «دِریکان» (برج دهم در نجوم قدیم)، «دهه»، «دهزبان»،
در سایر زبانهای زندهی ایرانی از این بن چنین واژگانی زاده شدهاند: «دَهْ» (۱۰) کردی، «دَ» (۱۰) گورانی و مازنی و لاری و تاتی و سیوندی، «دِه/ دی» (۱۰) خوانساری، «دَس» (۱۰) شهمیرزادی، «دِس» (۱۰) زازا، «لَس» (۱۰) پشون، «دَس» (۱۰) اورموری، «دَس» (۱۰) یغنابی، «دَیْس» (۱۰) و «دَیْسَیْم» (دهم) آسی، «دُس» (۱۰) پراچی، «ذیس» (۱۰) شغنی، «ذَس» (۱۰) وخی، «لُس» (۱۰) یدغه، «ذِس» (۱۰) سریکلی، «ذُس» (۱۰) روشانی و خوفی، «ذوس» (۱۰) برتنگی، «ذوس» (۱۰) و «ذَسَد» (دهساله) یزغلامی، տասը (تاسِه: ۱۰) ارمنی، dhjete (۱۰) آلبانیایی، «داش» (۱۰) کلاشی، «دی» (۱۰) دردیک پاشایی، «دَهْ» (۱۰) کشمیری، «دَس» (۱۰) اردو، «داسا» (۱۰) عربی کتابتی،
در زبانهای هندی از اینجا چنین کلماتی را سراغ داریم: दस(دَس: ۱۰) هندی، দহ(دُهْ: ۱۰) آسامی، ދިހަ (دیهَه: ۱۰) دیوهی، දහය(دَهَیَه: ۱۰) سینهالی، দশ(دُس: ۱۰) بنگالی، ଦଶ(دُسُو: ۱۰) اوریا، দশ(دُس: ۱۰) مانیپوری، धा(دْها: ۱۰) کُنکانی، दहा(دَها: ۱۰) مراثی، દશ(دَس: ۱۰) گجراتی، ਦਸ(دَس: ۱۰) پنجابی، दाह(داهْ: ۱۰) راجستانی، «دِس/ دِسْهْ/ دِش» (۱۰) کولی، ദശം (دَسَم: ۱۰) مالایالام، దశము(دَسَمو: ۱۰) تلوگو،
این واژهها در برخی از زبانهای دیگر هم وارد شدهاند: «دُتْس» (۱۰) برمهای روهینگیا، दस (دَس: ۱۰) نپالی، «دِهْ» (۱۰) جاوهای کهن، ꦢꦱ(دَسَه: ۱۰) جاوهای نو، ទស(توِهْ: ۱۰) خمر، «دَسَه» (۱۰) مالایی، ทศ (تُت: ۱۰) تای،
واژگان مشتق از ده بیشماربار در شعر و ادب پارسی تکرار شدهاند:
اسدی توسی: «دلارام گفت ای شه نیک دان نه هر زن دو دل باشد و ده زبان»
مسعود سعد سلمان: « در حبس و بند نیز ندارندم استوار تا گرد من نگردد ده تن نگاهبان
هر ده نشسته بر در و بر بام سمج من با یکدگر دمادم گویند هر زمان»
سنایی غزنوی: « کلبهاي کاندرو نخواهي ماند سال عمرت چه ده چه صد چه هزار »
مولانای رومی: « راه دهید یار را آن مه ده چهار را کز رخ نوربخش او نور نثار میرسد »
و: « در روى زمین چون دل ما گنج معانیست دینار چه باشد غم دینار نداریم »