دنگ


آخرین به روزرسانی:
دنگ


         درباره‌ی ریشه‌ی کلمه‌ی پارسی «دُنگ/ دانگ» به معنای «سهم، یک ششم ملک» ریشه‌ی مشخصی ندارد و در کتاب‌های ریشه‌شناسی مورد توجه قرار نگرفته است. حدسم آن است که خاستگاه این کلمه چینی باشد. در زبان چینی (دْآنْگ/ دِنْگ) معنای «نوع، جنس، رده، برابر بودن، مقدار همسان» را می‌رساند و در زبان‌های دیگر قلمرو تمدن چین نیز وامگیری شده است: 等 (تُو: برابر، به همین اندازه) ژاپنی، 등/ 等 (دْئونْگ: رده، شأن) کره‌ای، 等 (دآنْگ: آن ‌طرف، آنجا) ویتنامی، «تِنْگ» (برابر، سهم برابر) پیشاترکی، теҥ (تِنْگ: برابر، همسان) آلتایی جنوبی و قبچاقی، тэҥ (تِن: هم‌سطح، تراز، بربر) یاکوت، тиң (تین: برابر، سهم) تاتاری

         بنابراین هم کلمه‌ای با این معنا در چینی داریم و هم مسیر وامگیری‌اش در پارسی روشن است. یعنی از زبان پیشاترکی به زبان‌های ترکی وارد شده و از آنجا در پارسی جایگیر شده است. در پارسی این کلمه چنین ترکیب‌هایی را به دست داده است: «دُنگ» (سهم)، «دانگ» (یک ششم سهم ملک)، «دُنگ خود را دادن»، «دُنگی» (خریدن شریکی)، «سه‌دانگ»، «شش‌دانگ»، «[محله] دودانگه»، 

در سایر زبان‌های ایرانی هم این واژه‌ها از این مجرا وامگیری شده‌اند: «دِنْک» (سهم، مقدار برابر) ترکی، «دِن» (برابر، سهم) ترکمنی، «تِنْگ» (برابر، مقدار همسان) ازبکی و ترکی اویغوری، тиң (تِن: سهم برابر، مقدار همسان) باشکیری، тең (تِنْگ: برابر، میزان) قرقیزی، тең (تِن: برابر، سهم) قزاقی، тенг (تین: مقدار برابر) کومیکی،

این واژگان عامیانه محسوب می‌شده و در شعر و ادب پارسی کاربرد نداشته‌اند.