دندان


آخرین به روزرسانی:
دندان


         ریشه‌ی پیشاهندواروپایی «*hdonts/ *hdents» به معنای «دندان» مشتقی است از بن «*hed» به معنای «خوردن». این ریشه در زبان‌های اروپایی کهن چنین واژگانی را پدید آورده است: ‘odws (اُدوس: دندان) و ‘odous (عاج، نیزه) یونانی، dentis (دندان) لاتین، 𐌃𐌖𐌍𐌕𐌄 (دونْتِه: دندان) اوسکان، tindr/ tǫnn (دندان) نردیک کهن، zan/zand (دندان) آلمانی کهن، det (دندان) ایرلندی کهن، tōþ (دندانها) و tind (دندان) و tusc (عاج) انگلیسی کهن، tind/ tand (دندان) ساکسونی کهن، toth (دندانها) و tusk (عاج) فریزی کهن، tant (دندان) هلندی میانه، tan (دندان) سوئدی کهن، 𐍄𐌿𐌽𐌸𐌿𐍃 (تونْثوس: دندان) گتی، dantis (دندان) پروسی کهن، dant (دندان) برتون کهن، dans (دندان) کورنی کهن، dant (دندان) ولش میانه، dant (دندان) و dant de lion (قاصدک، در اصل یعنی: دندان شیر) و endenter (دندانه؛ قرن دوازدهم) فرانسوی کهن، 

         در زبان‌های اروپایی زنده هم از اینجا چنین کلماتی برخاسته‌اند: dantis (دندان) لیتوانیایی، Zahn (دندان) آلمانی، tindur/ tǫnn (دندان) ایسلندی، dant (دندان) ولش، dead (دندان) ایرلندی، teind/ tynd (دندان) اسکات، צאָן (تٌسُن: دندان) ییدیش، zanna (عاج، دندان جانور) و al dente (آواهای دندانی) ایتالیایی، tand (دندان) سوئدی و دانمارکی و هلندی، mastodon (نوعی فیل منقرض شده؛ ۱۸۱۳م.) و glyptodon (نوعی آرمادیلوی منقرض شده؛ ۱۸۳۸م.) و denture (دندان مصنوعی) و dental (دندانی) فرانسوی، 

نام ایتالیایی «دانته» (Dante) با آن که به این ریشه شبیه است، از اینجا نیامده و کوتاه شده‌ی Durante (پابرجا، ماندگار) است. ولی اسم فرانسوی Danton احتمالا از اینجا مشتق شده باشد.

          در زبان انگلیسی از این ریشه چنین کلماتی برخاسته‌اند: tooth (دندان)، teeth (دندان‌ها؛ اوایل قرن پانزدهم)، dentist (دندان‌پزشک؛: ۱‍۷۵۹م.)، dandelion (قاصدک)، trident (نیزه‌ی سه شاخه؛ میانه‌ی قرن پانزدهم)، tusk (عاج)، toothsome (دندان‌گیر، خوشمزه؛ ۱۵۶۰م.)، toothpaste (خمیردندان؛ ۱۸۳۲م.)، periodontal (لثه‌ای، مربوط به ریشه‌ی دندان؛ ۱۸۴۸م.)، orthodontia (اورتودنسی، در اصل یعنی: راست کردن دندان‌ها؛ ۱۸۴۹م.)، indent (دندانه؛ اوایل قرن پانزدهم)، dentition (دندان‌بندی، ردیف‌بندی دندان‌ها؛ ۱۸۴۹م.)، 

         این بن در زبان‌های آریایی به ریشه‌ی «*هْدَنْت/ *دَنْد» تبدیل شده و در زبان‌های کهن ایرانی چنین واژگانی را پدید آورده است: natnad (دَنْتَن: دندان) و AtAd (داتا: دندان‌ها، فک) و natnadOtImiW (ویمیتُودَنْتَن: کج‌دندان، دارای دندان‌های نامرتب) و AtAdIZit (تیژی‌داتا: تیزدندان) و akitiad (دد، جانور وحشی) اوستایی، 𐎭𐎴𐎫𐎠𐎴 (دَنْدان) پارسی باستان، दन्त (دَنْتَه: دندان) و «اَدَنْتْکَه» (بی‌دندان) و «دَتْوَنْت» (دندان‌دار) و «دَنْتَه‌پَوَنَه» (خلال دندان) و «دَنْتین» (عاج) و «تاتا» (پدر) و «تاتْیَه» (پدری) و «تَتامیهَه» (پدربزرگ) سانسکریت، 𑀤𑀁𑀢 (دَمْتَه: دندان) پراکریت ساوراسنی و مهاراستری، «دَنْتَه» (دندان) پالی، «دَنْدان» و «دَت/ دَتَک» (دد، جانور وحشی) و «مَسْدات» (پیر، سالخورده، در اصل یعنی: بزرگ‌دندان) پهلوی، tAd/ nNdnad (دات/ دَنْدان: دندان) پازند، «دَنْدان» و «دَد» پارتی، «دَنْدان» و «دَد» تورفانی، «ذَنْتاک/ دَنْتا» (دندان) و «ذَتو» (دد، جانور وحشی) سغدی، «دَنْدَیْ» (دندان) و «دَتَه» (دد، جانور وحشی) سکایی، «دَنْدان» پهلوی آذری، ܕܢܬܐ (دَنْتا: دندان) سریانی، դանդան (دَنْدَن: دندان) و ատամն (اَتَمْن: دندان) و տիտեռն (تیتِرْن: سوسمار) و դանդանաւանդ (دانْداناوَنْد: لگام، دهنه‌ی اسب، دندان‌بند) ارمنی کهن، დანდალი (دانْدالی: لگام، دهن‌بند اسب) گرجی کهن

         در پارسی از این ریشه چنین واژگانی زاده شده‌اند: «دندان/ دندون/ دَند»، «دنده»، «جعبه‌دنده»، «چرخ‌دنده»، «دد»، «داد» (عمر، سن)، «یک‌دنده»، «دندانه»، «دندان‌پزشکی»، «بی‌دندان»، «چنگ‌ودندان»، «خمیردندان»، «دندان‌گیر»، 

بر این مبنا کلمه‌ی «دَدی» به معنای «پدر» که به تازگی از انگلیسی در پارسی وامگیری شده، واژه‌ای بیگانه نیست و در اصل در زبان‌های ایرانی وجود داشته است، به معنای «سالمند، بزرگسال». 

حدسم آن است که بخش نخست اصطلاح «دَندت نرم» نیز همان دندان باشد. به این معنا که «اینقدر حرص بخوری و فک را بر هم بسایی که دندانت نرم شود».

         در سایر زبان‌های ایرانی از این بن چنین واژگانی را سراغ داریم: «دیدان/ دیران/ دِدان/ دِیان» (دندان) کردی، «دَنتان/ دَتان/ دَتْهان» (دندان) بلوچی، «دَنْدَن» (دندان) گیلکی، «دِیان» (دندان) لکی، «ذینْدون» (دندان) شغنی، «دَنان/ دَنْدان» (دندان) پراچی، «لَد» (دندان) یدغه، диндак (دینْدَک/ دینْتَک: دندان) یغنابی، дӕндаг (دَیْنْدَگ: دندان) آسی، ատամ (آتَم: دندان) و ատամնային (آتَمْنایین: دندانی) و ատամնաշար (آتامْناشَر: ردیف دندانها) و սեղանատամ (سِغَناتَم: دندان آسیا) و տիտեռն (تیتِرْن: سوسمار) و դանդանավանդ (دَنْداناوَنْد: دهن‌بند، لگام) ارمنی، «داتا» (پدربزرگ) و «آتا» (پدر) ترکی، «لَد» (دندان) یدغه، «دونْدُن» (دندان) هرزنی، «دینْدا» (دندان) سیوندی، «دیدان» (دندان) گورانی، «دیدان/ دینْدان» (دندان) زازا، «دَنو» (دندان) لری، «دوت» (دندان) کمویری، «لَتِم» (دندان) پَرسونی، «دُت» (دندان) نورستانی اَشکون، «دوت» (دندان) ویگالی، 

         در زبان‌های هندی از این ریشه چنین کلماتی را سراغ داریم: দান্ত(دَنْتُو: دندان) آسامی کهن،  দাঁত(دات: دندان) آسامی، दन्दान / दाँत (دَنْدان/ دات: دندان) هندی، দান্দান (دَنْدَن: دندان) بنگالی، «دانْت/ دَنْدان» (دندان) اردو، தந்தம் (تَنْتَم: دندان) تامیل، దంతము (دَنْتَمو: دندان) تلوگو، दाँत (دات: دندان) اودی، દાંત(دات: دندان) گجراتی، «دَنْد» (دندان) کولی، «دان» (دندان) سندی کوهستانی، «دَنْد» (دندان) کشمیری، দাঁত(دات: دندان) بنگالی، ଦାନ୍ତ (دَنْتُو: دندان) اوریا، दाँत (دات: دندان) بُجپوری و مایثیلی، दाँत(دات: دندان) گَروالی، ދަތް (دَت: دندان) دیوهی، දත(دَتَه: دندان) سینهالی، दांतु (دَمْتَه: دندان) کُنکانی، ದಾಂತು(دَمْتَه: دندان) کانادا،दाँत (دُنْتَه: دندان) مراثی، ਦੰਦ (دَنْدَه: دندان) پنجابی، «دَنْدو» (دندان) سندی، ડાંધ (دادّ: دندان) کَچّی،

         «دندان» به این صورت‌ها در زبان‌های دیگر نیز وامگیری شده‌: «دَنْتَه» (دندان) مالایی، दाँत(دات: دندان) نپالی، 

         این واژه‌ها در شعر و ادب پارسی بسیار به کار گرفته شده‌اند: 

رودکی سمرقندی: «مرا بسود و فروریخت هرچه دندان بود/ نبود دندان، لابل، چراغ تابان بود »

فردوسی توسی: «سیه‌روی و دندان‌ها چون گراز                  که یارد شدن نزد ایشان فراز؟»

ناصرخسرو قبادیانی: «عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده        حیران شد و بگرفت به دندان سرانگشت»

سنایی غزنوی: «همه بر نقد وقت درويشان              همچو الماس کرده دندان باز »

و: «اندرين زندان برين دندان زنان سگ صفت                   روزکي چند اي ستمکش صبر کن دندان فشار »

خاقانی شروانی: «دندانه‏ی هر قصری پندی دهدت نو نو پند سر دندانه بشنو ز بن دندان »

مولانای بلخی: «قفلی بود میل و هوا بنهاده بر دل‌های ما مفتاح شو مفتاح را دندانه شو دندانه شو»