دروش


آخرین به روزرسانی:
دروش


         ریشه‌ی پیشاهندواروپایی «*dhreus» به معنای «شکستن، خرد کردن، جاری شدن» از بن «*drauz» مشتق شده به معنای «مایع». این بن در زبان‌های کهن اروپایی چنین واژگانی را پدید آورده است: dreyri (خون) و dreyrigr (خونین،‌ پرتلفات) نردیک کهن، tror (خون) و trurag (وخیم، لطمه دیده) آلمانی کهن، trurec (وخیم، لطمه دیده) آلمانی میانه، dreorig (غمزده، وخیم) و dreosan (افتادن، پاشیدن) انگلیسی کهن، truerich (غم‌انگیز، افسرده) هلندی میانه، dror (خون) و drorag (خونین، غمگین) ساکسونی کهن، 

         از این ریشه در زبان‌های زنده‌ی اروپایی چنین واژگانی باقی مانده‌اند: treurig (غم‌انگیز) هلندی، dreary (مغموم، تیره‌وتار، سوگوارانه) انگلیسی، Traurig (غم‌انگیز، غمزده) آلمانی، טרויעריק (تْرُیِریک: غمزده) ییدیش، drear (غمگین) اسکات، dreyri (خون) ایسلندی، 

         این بن در زبان‌های آریایی به ریشه‌ی «*دْرَوش» تبدیل شده و معنای «خرد کردن، زخم زدن» را می‌رساند. از اینجا در زبان‌های باستانی ایرانی چنین کلماتی زاده شده‌اند: aSoard (دْرَئُوشَه: نوعی گناه، انگ خوردن) و atSurd (دْروشْتَه: بدنی که جای زخم و بریدگی داشته باشد) اوستایی، «دْرُوش» (زخمِ داغ نهادن) و «دْرُوشیدن» (داغ نهادن) و «دْرُوشُم» (داغ، نشان) پهلوی، «ذراوشیهْ» (قربانی) سغدی،

         در زبان‌های زنده‌ی ایرانی واژگانی اندک از این تبار باقی مانده‌اند: «دِروش» (جای زخم، جای داغ) پارسی قدیم، «دَرْوَگ» (داغ زدن رمه) پشتون، «اَیْرْدُزون» (اخته کردن) آسی، «دْرُش» (داغ و علامت بر رمه) و «دْروش» (آسیاب کردن) بلوچی، «دْرَوشِل» (تراشیدن، حک کردن) ارمنی، 

این واژه‌ها در شعر و ادب پارسی کاربرد چندانی نداشته است.