درود


آخرین به روزرسانی:
درود


ریشه‌ی پیشاهندواروپایی «*dher/ *dʰer» به معنای «محکم گرفتن، نگه داشتن» را در مدخل «داریوش» وارسی کردیم. یکی از ریشه‌های برآمده از این بن در زبان‌های آریایی «*دْرووْ» است به معنی «استوار، تندرست» که در زبان‌های باستانی ایرانی چنین واژگانی را زاده است: ward (دْرَوْ: سالم) و tAtawrd (دْرَوْتات: تندرستی) و awrd (دْرْوَه: سالم، محکم، قطعی) اوستایی، 𐎯𐎽𐎺 (دورُوَه: سالم، محکم، قطعی) و 𐎯𐎢𐎽𐎢𐎺𐎠 (دورووا: سلامت، امن) و «دوروویشْتَه» (درست) پارسی باستان، ‌(دْرووَه: محکم) و ध्रुव (دْهْرووَه: استوار، ثابت،‌ قطعی) سانسکریت، 𑀥𑀼𑀯 (دْهووَه: استوار، محکم) پراکریت مهاراستری و ساوراسنی، «دْهووَه» (محکم، مطمئن) پالی، «دْروبوشْت» (دژ، قلعه) و «دْرُود» (درود، تندرستی) و «دْروست/ دْروییسْت» (درست) پهلوی، «دْروشْت/ دْروویشْت» (درست، بی‌نقص) و «دْروبیهْ» (سلامتی) ‌و «دْرُودَگ» (درود، تندرستی) و «دْرُودِن» (آسایش دادن) پارتی، «دْروسْتی» (درستی) و «دْرُودَگ» (درود، تندرستی) و «پَد دْرُود» (بدرود) تورفانی، «دروچه» (سالم) و «ذروک» (تندرست) و «زروته» (سلام) و «زروتاتوهْ» (تندرستی، سلامت) و «ذروت‌پَت» (پزشک) و «دورت» (آرامش، صلح) و «ژوق/ ژوک» (سالم) سغدی، «ذروک» (بیمار) خوارزمی، «دْرونا» (سالم) و «دوراهْ» (امین) سکایی، lrobo (لْرُوبو: تندرست) بلخی، դրուատ (دْروَت: تندرستی، درود) ارمنی کهن، դրուստ / տրուստ(دْروسْت/ تْروسْت: درست) ارمنی میانه،

         از این ریشه در پارسی چنین واژگانی پدید آمده‌اند: «درست»، «درشت»، «درود»، «بدرود»، «تندرست»، «درستکار»، «دَرْواخ» (سالم، تندرست)، «درشتی»، «درشت‌نی»، «»

         در سایر زبان‌های زنده‌ی ایرانی از این ریشه چنین کلماتی برخاسته‌اند: «دیریس/ دْروسْت/ دیروسْت» (درست) کردی، «دورَهْ» (درست، سالم) و «دْروآهْ» (تندرست) و «نادوراهْ» (بیمار) و «دوراهْ» (تندرست) و «دْروها» (سالم) بلوچی، «دِشْت» (درست، کامل) مازنی، «دُرُسّ» (درست) لاری، «دوروس» (درست) کرمانجی، «دُروسّ» (درست) ورزنه‌ای، «دِروسّ» (درست) سیوندی، «دُرْواخ» (تندرست) راوری، դրուստ (دْروسْت: درست) ارمنی، «دوروسْت» (درست) ترکی، дөрөҫ (دُرُث: درست) باشکیری، дұрыс(دوریس: درست) قزاقی، дурус (دوروس: درست) قرقیزی، «دوروسْت» (درست) و «دُرود» اردو، «دؤرؤس» (درست) ترکی اویغوری، дуруст (دوروسْت: درست) پارسی تاجیکی، «دْرَسْت» (همه، کل) پشتون، «دْروسْت» (همه، کل) یدغه، 

در زبان‌های هندی از این ریشه چنین کلماتی برخاسته‌اند: দুরস্ত (دورُسْتُو: درست) و ধ্রুব (دْهْروب: قاطع، محکم) و দরূদ (دُرود) بنگالی، દુરસ્ત(دورَسْت: درست) گجراتی، दुरुस्त(دوروسْت) و ध्रुव (دْهْرووْ: محکم، استوار، قطعی) هندی، दुरुस्त(دوروسْتَه: درست) و ध्रुव (دْهْرووْ: محکم، قاطع، قطب) و ध्रुवक्षेम(دْهْرووَکْسِمَه: تغییرناپذیر، ایستا) و ध्रौव्य (دْهْرَوویَه: ثبات) مراثی، ਦਰੁਸਤਾ(دوروسْتا: درست) پنجابی، ধ্ৰুব(دْهْروبُو: استوار، محکم) آسامی، ଧୁରୁବ / ଧ୍ରୁବ(دْهوروبُو: استوار، مطمئن) اوریا، துருவம் / துவம் (تورووَم/ تووَم: قاطع، درست) تامیلی، ధ్రువము(دْهْرووَمو: قاطع، استوار) تلوگو، 

         برخی از این واژگان در زبان‌های دیگر نیز وامگیری شده‌اند: дөрес (دُورِس: درست) تاتاری، 

 

این واژگان در شعر و ادب پارسی فراوان به کار گرفته شده‌اند:

فردوسی توسی: «درود آوریدش خجسته سروش          کز این بیش مخروش و باز آر هوش»

                  و: «چو بشنود موبد جواب درشت                زمین را ببوسید و بنمود پشت»

ابوشکور بلخی: «درشت است پاسخ ولیکن درست               درستی درشتی نماید نخست»

اسدی توسی: «بسا زار و بیمار و نومید و سست                 که مُردش پزشک و ببود او درست»

پروین اعتصامی: «چون درشتی کرد با من کشتمش               قصه کوته گشت رو در هم مکَش»