ریشهی پیشاهندواروپایی «*der» به معنای «جدا شدن، کندن» مشتقی به صورت «*dhreyd/ *threydh» به دست داده که احتمالا در اصل به معنای «اسهال» بوده و بعدتر معنایش به هر چیز دفع شده و پسمانده تعمیم یافته است. در زبانهای کهن اروپایی از این ریشه چنین کلماتی را سراغ داریم: tartarum (دُرد، احتمالا وامواژه از پارسی) لاتین، drit (کثافت، گه) نردیک کهن، trizan (ریدن) آلمانی کهن، dritan (ریدن) و tord (گُه) و gedritan (فضله انداختن، گه زدن) انگلیسی کهن، dryt/ drytt (کثافت، آلودگی) و drit (ریدن) انگلیسی میانه،
در زبانهای اروپایی زنده از اینجا چنین کلماتی برخاستهاند: dirt (گردوغبار، پسماند) و dirty (کثیف) و tartar (دُرد، احتمالا وامواژه از پارسی) انگلیسی، tartre (دُرد، احتمالا وامواژه از پارسی) فرانسوی، drijten (ریدن) و drits (گِل، کثافت) و dreet/ drijt (گه) هلندی، «ریدن»، dritt (گُه) نروژی، drit (گه) ایسلندی، Driss (گه) آلمانی گویشی، dret (ریدن) سوئدی،
در زبانهای آریایی این بن به ریشهی «*دْرْت» تبدیل شده و معنای «رسوب، تهنشین» را حمل میکند. کلمات برآمده از آن به نسبت محدود هستند و مهمترینش در پارسی واژهی «دُرد» است که به طور خاص به رسوب تهنشین شراب اشاره میکند. حدس میزنم واژهی پارسی عامیانهی «لِرْد» هم شکلی دیگر از همین واژه باشد. در زبانهای باستانی ایرانی این واژگان از این بن پدید آمدهاند: דּוּרְדָּא / דֻּרְדָּא (دورْدا: دُرد) آرامی، «ذُرتایچ» (سرگین، زباله) سغدی، «ذری» (سرگین) خوارزمی، դիրտ/ տիրտ/ դուրտ/ տուրտին/ դրտին / դրուրտ / դուրտին (دیرْت/ تیرْت/ دورْت/ تورْتین/ دْرْتین/ دْرورْت/ دورْتین: دُرد، لِرد) ارمنی میانه،
در زبانهای زندهی ایران هم این واژه به این شکلها درآمده است:դըռդի (دَرْدی) ارمنی، დურდო (دورْدُو) گرجی، «طورْتی» ترکی عثمانی، «تُرْتو/ تُرْتَه/ تُرْت» ترکی استانبولی نو، «دُردی» عربی، «تُرْت» کردی، «لُرْد» (تفالهی روغن مذاب) نائینی، «لِرْد» (دُرد) اصفهانی، «لُرْد» (دُرد) بهدینی و بردسیری، «تَرْت» (تاپاله) بختیاری، «ذَرْت» (تاپاله) وخی، ndyre (کثیف) آلبانیایی،
این کلمه در شعر و ادب پارسی زیاد به کار گرفته شده است:
رودکی سمرقندی: «صاف بُد آمیخته با دُرد می بر سر خم رفت و جدا شد ز دُرد»
اوحدی کرمانی: «دی دُردکشِ دُردکشان من بودم در مجلسشان بدین نشان من بودم»
سعدی شیرازی: «مستی از من پرس و شور عاشقی وآن کجا داند که دُردآشام نیست»