ددر


آخرین به روزرسانی:
ددر


         اصطلاح پارسی «دَدَر رفتن» به معنای «تفریح کردن، به گردش رفتن» از դադար (دَدَر) ‌ارمنی کهن و نو گرفته شده به معنای «استراحت، توقف، وقفه»، که ریشه‌ی اصلی‌اش روشن نیست. خویشاوندان این واژه در ارمنی کهن عبارتند از դադարեմ (دَرِم: متوقف شدن، آرام گرفتن) وդաշտանադադար (دَشْتانَدَدَر: یائسگی) و անդադար (اَنْدَدَر: بی وقفه، مستمر). در ارمنی نو هم علاوه بر آن کلمات کهن، این مشتق‌ها از آن را سراغ داریم: զինադադար (زینَدَدَر: آتش‌بس، صلح) وհրադադար(هْرَدَدَر: آتش‌بس، وقفه در جنگ) و դադարել (دَدَرِل: بازایستادن، توقف کردن).

          این واژه عامیانه دانسته می‌شده و در شعر و ادب پارسی به کار گرفته نشده است. مگر در دوران معاصر که میرزاده عشقی از آن در شعرهای سیاسی استفاده کرده‌ است:

میرزاده‌ عشقی: «هم صیغه‌ی کرزن بُد و هم فکر ددر بود                 دیدی چه خبر بود؟»

         و: «حقا که بیهوده شود سرزنش از خلق                  گرچه ددری گشت و یا خود کلکی شد»