برداشتی عامیانه دربارهی این واژه وجود دارد که تا حدودی از کتاب «در کوچه و خیابان» به قلم عباس منظرپور برآمده است، بر این مبنا که «خیابان» واژهای مغولی است و تا پیش از عصر ناصری در پارسی و بین مردم تهران رواج نداشته است. این کتاب خاطراتی خواندنی از یکی از اهالی قدیمی تهران است، اما این گفتار آن نادرست است. کلمهی «خیابان» در پارسی دیرینه است و از دوران تیموری به بعد در اشعار پارسی بسیار تکرار میشود و در فرهنگهای قدیمی مثل آنندراج و ناظمالاطبا هم آمده است.
خاستگاه این واژه درست روشن نیست، اما چنین مینماید که شکل اصلی آن «خیاو» بوده باشد که چندین جاینام قدیمی در ایران به این شکل داریم. به ویژه اسم قدیمی مشکینشهر امروزین، «خیاو» بوده است. محلهی «خیابان» در شهر تبریز هم مشهور است و حافظابرو هم در قرن نهم هجری اشاره کرده که محلهای در شهر هرات خیابان نام داشته است. شیخ عبدالرحمن جامی هم در این بیت اشاره کرده که در همین محله زندگی میکرده است:
«حدیث روضه مکن جامی این نه بس ما را که در سواد هری ساکن خیابانیم»
این محله به زیبایی و سرسبزی مشهور بوده و امیرعلیشیر نوایی هم بیتی دارد به این مضمون:
«شهراه سوی جنت فردوس که جویند فانی به یقین دان که خیابان هراتست»
وجه مشترک همهی این جاینامها آن است که در نزدیکی رودخانه یا آب جاری قرار دارند. به همین خاطر پیشنهاد سعید نفیسی پذیرفتنی مینماید که میگوید «خیاو» در اصل از ریشهی آریایی «*خوید» به معنای «آبدار، نمدار» آمده که در مدخل «خیس» مفصل دربارهاش نوشتهام. بنابراین خیابان در اصل به معنای «جای آبدار، مسیر کنار جویبار» بوده و بعدتر به معنای مطلق گذرگاه و معبر به کار گرفته شده است.
این واژه در شعر و ادب پارسی رواجی به نسبت گسترده داشته است:
خواجوی کرمانی: «چهل بد خیابان چمن در چمن گل او ز یاقوت سیمین سمن»
عرفی شیرازی: «به هر سو جلوه کرد آن چشم غماز خیابان در خیابان عشوه وناز»
صائب تبریزی: « نکشد دل به تماشای خیابان بهشت هرکه را در نظر آن قامت دلجو باشد»
و: « خاکش به چشم اگر به دو عالم نظر کند آن را که چاک سینه خیابان آینه است»