کلمهی پارسی «خَش» به معنای «خراشیدگی بر سطحی صیقلی» خاستگاه مشخصی ندارد و تا جایی که دیدهام پژوهشگران دربارهی ریشهاش چیزی ننوشتهاند. حدسم آن است که این کلمه از 𒋻 (خَش) سومری به معنای «شکستن، کندن، خراشیدن» برآمده باشد. علامت 𒋻همان است که در خط اکدی هم وامگیری شده و «شِبْروم/ شَباروم» خوانده میشده و «خرد کردن، تکه تکه کردن« معنی میداده است. این علامت را در کلمههای اکدی 𒁲𒋻 (دیدْکور: قضاوت کردن) و 𒋻 (کور/ کودْر/ کود: درهمشکستن، قطع کردن، خراشیدن) هم میبینیم.
در پارسی از این خاستگاه چنین ترکیبهایی برخاستهاند: «خش افتادن»، «[صدای] خشدار»، «بیخش»، «ضدخش»
این واژه عامیانه بوده و در شعر و ادب پارسی نیامده است.