ریشهی «*حیط» به معنای «جایگاه، جای محصور» که طیفی از واژگان را در پراسی بر اساس بابهای عربی ایجاد کرده، احتمالا سامی نیست و از بافت پارسی یا زبانی دیگر برآمده است. این خانواده از واژهها در پارسی بیشترین شمار و رواج را دارند و در زبانهای کهن دیده نمیشوند. بنابراین به احتمال زیاد با کلمهای پارسی سروکار داریم که در همین زبان بر اساس بابهای عربی صرف شده است. حدسم آن است که شاید این بن از تحریف ریشهی آریایی «*هت» به معنای «نهادن، قرار دادن» پدید آمده باشد که واژگانی مثل «فرهاد» و «نهادن» را نیز ساخته است.
این بن در زبان پارسی چنین واژگانی پدید آورده است: «حیاط»، «حیاط خلوت»، «محتاط»، «احتیاط»، «حیطه»، «محیط»، «محاط»، «محوطه»، «حایط»
در سایر زبانهای زندهی ایرانی از این بن چنین واژگانی برآمدهاند: «حائِط» (دیوار، حصار) عربی، հայաթ (هایات: حیاط) ارمنی، «هایات» (حیاط) ترکی،
این کلمات در شعر و ادب پارسی با بسامدی پایین و بیشتر در دوران معاصر کاربرد داشتهاند:
انوری ابیوردی: « هم غور احتیاط ترا دهر در جوال هم اوج بارگاه ترا چرخ در جوار»
وحشی بافقی: «به تخت هستی ار خاص است اگر عام همه در حیطهی فرمان او رام»
ادیبالممالک فراهانی: « گفتم این گه گاه شد یا هست مادام الحیاتش
گفت دایم در حیاطش چند تن مادام دارد»