همهی فرهنگهای ریشهشناسی «جوی» به معنای «آب روان، آب باریکه» را از ریشهی پیشاآریایی فرضی «*یَویا» مشتق دانستهاند که خود از ریشهی پیشاهندواروپایی «*hey» به معنای «رفتن» مشتق شده است، و این بن را در مدخل «آیش» بررسی کردهایم. اما این فرضیه توضیح نمیدهد که چرا یکی از صورتهای بسیار رایج این کلمه، «جوب» است، و چرا این بن پیشاآریایی هیچ مشتق دیگری با چنین دلالتی ندارد.
حدسم آن است که اصل این واژه سومری باشد. در سومری 𒇷 (گوب) به معنای «حمام کردن، آب ریختن» و 𒀀𒇷𒁀 (آگوبّا) به معنی «خزینه، حوض» را داشتهایم که در اکدی به 𒁺𒁍 (گوبّو: مخزن آب، حوض) و در سریانی به ܓܘܒܐ (گوبا: جوی، حوض) تبدیل شده است. این واژه بسیار زود و در عصر هخامنشی در زبانهای آریایی وامگیری شده و نمودش را در این واژگان میبینیم: 𐎹𐎢𐎻𐎹𐎠 (یَووییَه) پارسی باستان، यव्या «یَوْیا» (جوی آب) سانسکریت، «جُو/ جُوی» پهلوی.
به این ترتیب «جوب» که در پارسی قدیم و گویش عامیانهی تهرانی رواج دارد شکل اصلی این واژه است و «جوی» مشتق ادبی شده و رسمی آن است که از دوران هخامنشی در متون نوشتاری رواج یافته است. «جُو» که صورت دیگر آن است نیز در زبانهای قومی ایرانی مثل کردی و لری و ترکی رواج کامل دارد.
مشتقهای این کلمه مثل «جویبار» هم در پارسی رواج چشمگیری دارند. کلمهی «جویبار» را در قدیم همیشه «جوبار» مینوشتهاند و از این رو شاید شکل اصلی آن «جوب + آر» بوده باشد و نه «جوی + بار». در شعر و ادب پارسی «جوب» هم پابهپای «جوی» رواج داشته و این نشان میدهد که خاستگاه این واژه نمیتواند «*hey» پیشاهندواروپایی بوده باشد:
سیدای نسفی: «به جوبار رفتند مانند سیل به ویرانی خانهها کرده میل»
عطار نیشابوری: «بسا کس کز هوس جوبی فرو برد درآمد دیگری و آب او برد»
مولانای بلخی: «هرکه به جوبار بود جامه بر او بار بود چند زیانست و گران خرقه و دستار مرا »
حافظ شیرازی: «بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس»
صغیر اصفهانی: «بهسوی کشت خود این آب جوبگردانم ز غیر وصل تو لب بستهام که نتوانم»