اصطلاح «جار زدن» از یادگارهای حملهی مغول است و از ریشهی مغولی «*جَر» به معنای «فریاد» گرفته شده است. این بن در پارسی چنین ترکیبهایی را به دست داده است: «جارزنی»، «جارچی»، «جاروجنجال»، «جرّ و بحث»، «کلاژاره/ قَلاج/ کَلاژَه» (کلاغ زاغی، مرکب از: کلاغ + جار)
در ترکیب «جرّ و بحث» احتمالا تداخلی با ریشهی سامی «*جار» به معنای «توهین کردن، حرمت شکستن» هم رخ داده است. این بن در پارسی رواج چندانی ندارد و «جَری» (گستاخ) پارسی هم بازماندهی آن است.