ریشهی پیشاسامی «*ثنی» به معنای «دو» در زبانهای کهن ایرانی وجود داشته و ܨܰܢܝܝܶܐ (ثانیِه) سریانی نمونهای از کاربرد آن است.
«ثانیه» در معنای «یک شصتم دقیقه» در اصل به درجهبندی تقسیمات دایره و علم مثلثات اشاره میکرده و اولین تعمیم آن به واحد زمان انگار کار ابوریحان بیرونی باشد و در آثار او برای نخستین بار دیده میشود.
در پارسی از این ریشه این کلمات برخاستهاند: «ثانیه»، «اَثناء»، «ثانی»، «مثنی»، «تثنیه»، «درثانی»، «ثانیاً»، «استثنا»، «استثنائی»، «مستثنی»، «مثنوی»، «اثنیعشر» (دوازدهه، بخشی از روده)، «اثنیعشری» (شیعهی دوازده امامی)، «ثانوی»، «ثانویه»، «ثنویت»، «ثنا» (ستایش)، «ثناگویی»، «»
این بن در سایر زبانهای زندهی ایرانی هم چنین مشتقهایی را به دست داده است: «ثانیِه» ترکی، სანიჲე (سانیِه: ثانیه) لاز، «سُنیا» (ثانیه) ازبک، «ثانیَه» پشتون، «ثَنَی» (تا خوردگی) و «تَثْنیَه» (دوگانه) و «مُثَنّی» (دومی) و «ثانی» (دوم) و «جمادیالثانی» (در اصل یعنی: ماه دوم زمستان) و «ربیعالثانی» (در اصل یعنی: ماه دوم بهار) عربی، «ایسْتیسْنا» (استثنا) و «سانیَن» (ثانیاً) ترکی. सानिया (سانیا: ثانیه) هندی هم از پارسی وامگیری شده است.
این بن در شعر و ادب پارسی فراوان به کار گرفته شده است:
نظیری نیشابوری: « ملکا به فضل و همت من و تو چرا ننازیم
نه مرا عوض نه قیمت نه تو را بدل نه ثانی»
سعد سلمان: «چون بلبلان نوای ثناهای تو زدم تا کرد روزگار مرا اندر آشیان»
سعدی شیرازی: «پادشاهان را ثنا گویند و مدح من دعایی میکنم درویشوار»
شیخ جامی: «حد من نیست ثنایت گفتن گوهر شکر عطایت سفتن»