تیله


آخرین به روزرسانی:
تیله


بیشتر منابع نوشته‌اند که «تیله» از ریشه‌ی ترکی «تی» به معنای «بریدن» گرفته شده و «تیلیم» (برش، قاچ) و «تیت» (پاره پاره و ریز ریز کردن) مشتق‌هایی از آن هستند. این تبارنامه به نظرم تنها درباره‌ی مفهوم «تیله سفال/ قطعات شکسته‌ی سفال» درست است و نه توپ‌های کوچک شیشه‌ای که بچه‌ها با آن بازی می‌کنند. کلمات دیگری که در پارسی قدیم از این بن ترکی آمده‌اند عبارتند از «تیج» (پنبه‌ای که با دست پاره پاره و جدا شده باشد) و «مایه‌تیله» (کمی‌ پول، تکه‌ای از ثروت) و «تی تی کردن» (خرد کردن نان برای دادن به پرندگان). چنان که مولانا در مثنوی معنوی درباره‌ی فخر رازی به خاطر آن که مسائل علمی و فلسفی را در قالب پرسش‌هایی با سرآغاز «چی؟» آسان بیان می‌کرده، گفته‌:

«فخر رازی علم را چی چی کند                  پیش مرغان ریزد و تی تی کند».

دلالت اصلی «تیله» که توپ‌های کوچک شیشه‌ایست، احتمالا از ریشه‌ی آریایی «*تَی» به معنای «چشم» برآمده است. چون این اسباب‌ بازی کودکانه به چشم شبیه است. در پارسی کلمات دیگری هم از این ریشه داریم که به انگور اشاره می‌کنند، و آن هم اغلب به چشم تشبیه می‌شده است: «تِلِسْک» یعنی خوشه‌ای کوچک از انگور که به خوشه‌ای بزرگتر چسبیده باشد، «تلنگ» که همین معنی را می‌رساند و به شوخی به باد معده هم تعمیم یافته است.

در سایر زبان‌های ایرانی هم مشتق‌هایی از این بن داریم که می‌تواند با «تیله» خویشاوند باشد: «تِلَگ» (کره‌ی چشم) بلوچی، «تی/ تِه» (چشم) بختیاری، «تَشیرَه/ توشْلَه» (گلوله‌ی بازی کوچک) خراسانی،

«تیله» کلمه‌ای عوامانه و احتمالا برآمده از زبان کودکانه بوده و در شعر و ادب پارسی رواج نداشته است.