ریشهی پیشاهندواروپایی «*(s)tenh-» به معنای «غریدن، تندر» در خانوادههای زبانی گوناگون چندین ریشهی خویشاوند پدید آورده است. *stenati (غریدن) پیشابالتی-اسلاوی، *toranos (تندر) پیشاسلتی، *þunraz (تندر) و *stunona (غرش کردن) پیشاژرمنی، و «*سْتَنَتی» (غریدن) پیشاهندوایرانی.
در زبانهای کهن اروپایی این ریشه چنین شکلهایی پیدا کرده است: stenw (سْتِنو: میغرم، فریاد میزنم) و Stentwr (سْتِنْتور: نام یکی از پهلوانان در ایلیاد، در اصل یعنی: غرنده) یونانی باستان، tono (توفان) و tonitrus (تندر) و tanarus (رودی در لیگوریا) و tonere (رعد زدن، غریدن) لاتین، *ᚦᛟᚾᚨᚱᚨᛉ / *ᚦᛟᚱᚨᛉ(ثُونارار/ ثُونار: تندر) پیشانُردیک، þorr (تندر، خدای توفان) نُردیک کهن، /donar thonar (تندر) آلمانی کهن، tuneire (تندر) فرانسوی کهن، þunor/ þunar/ þunur/ þuner/ þonor (تندر) و stenan/ stinan (غریدن) انگلیسی کهن، thonder (تندر) انگلیسی میانه، taranus (تندر) گُلی، taran (تندر) برتون کهن و ولش میانه، thuner (تندر) فریزی کهن، thuner / thunar (تندر) ساکسونی کهن، donre (تندر) و stenen (غریدن) هلندی میانه، torann (تندر) ایرلندی کهن، toneire/ tonedre/ troneire (تندر) اوکسیتان کهن، thor (خدای توفان و تندر) دانمارکی کهن،
در زبانهای زندهی اروپایی هم این واژگان را از این ریشه داریم: thunder (تندر) و stun (مبهوت شدن) و thor (خدای توفان و تندر) انگیسی، tonnerre (تندر) و tonner (رعد زدن، غریدن) و stentor (نوعی تکسلولی) و thor (خدای توفان و تندر) فرانسوی، stohnen (غریدن) و Donner (تندر) آلمانی، steunen/ stenen (غریدن) و donder (تندر) هلندی، Toran/ torann (تندر) و toirneach (غریدن رعد، تندر زدن) ایرلندی، taran (تندر) ولش،* stenet (تندر) لاتویایی، steneti (تندر) لیتوانیایی، stenat (تندر) چک، stenaty (تندر) روسی، tuonar (تندر) و tuonare (رعد زدن، غریدن) ایتالیایی، tronar (تندر زدن) و tronido/ estruendo (تندر) اسپانیایی، estrondo/ tonitruo (تندر) و tonar/ tronar (رعد زدن، غریدن) پرتغالی، tronar (رعد زدن، غریدن) کاتالان، trunari (رعد زدن، غریدن) سیسیلی، thuner (تندر) اسکات، Dunner (تندر) هامبورگی، דונער (دونِر: تندر) ییدیش، tordon/ tor (تندر) و Tor (خدای توفان و تندر) سوئدی، torden (تندر) و Tor (خدای توفان و تندر) دانمارکی و نروژی، tuna/ tunare (رعد زدن، غریدن) رومانیایی،
در شاخهی آریایی این بن به ریشهی «*تَن» تبدیل شده و در زبانهای کهن ایرانی چنین واژگانی را به دست داده است: स्तनति (سْتَنَتی: تندر) و ष्टनिहि (سْتَنیهی: غریدن توفان، رعد زدن) و तन्यति (غریدن رعد، آسمان غرنبیدن) و स्तनयति (سْتَنَیَنْتی: غریدن، رعد زدن) و तनयित्नु/ स्तनयित्नु (تَنَییتْنو/ سْتَنَییتْنو: غرش، فریاد) سانسکریت، «تَنْدور» (تندر) پارتی، «تونتَر/ تونْدَر» (تندر) سغدی، «تُنْدَر» خوارزمی،
در زبانهای زندهی ایرانی از این ریشه چنین واژگانی زاده شدهاند: «تندر» و تَندیدن» (غریدن) پارسی، «تَنا/ تَنالَنْدَه» (تندر) پشتون، «تانْدیون/ تَنْدومْن» (تندر) ارمنی،
در شعر و ادب پارسی این واژه فراوان به کار گرفته شده است:
رودکی سمرقندی: «به دشمن بر از خشم آواز کرد تو گفتی مگر تندر آغاز کرد»
فردوسی توسی: «همی کوفت بر خاک رویینه سم چو تندر خروشید و افشاند دم»
عیوقی غزنوی: «بگفت این و چون تندر از تیره ابر بغرید وز دل بپالود صبر»
اسدی توسی: «دل کوس بستد ز تندر غریو سر خشت برکند دندان دیو»