بیوه


آخرین به روزرسانی:
بیوه


         ریشه‌ی پیشاهندواروپایی «*(d)uidh» به معنای «جدا کردن، دور کردن» در زبان‌های اروپایی کهن کلماتی از این دست را پدید آورده است: eiqeos (اِیْثِئُوس: مرد عزب) یونانی، viduus (غارت شده) و vidua (بیوه) و dividere (تفکیک کردن، جدا ساختن) و divisionem (تقسیم شده، چیز جدا شده) و divisor ([عدد] مقسوم) و individualis (تقسیم ناپذیر) لاتین، viðr (مقابل،‌ ضد، در اصل یعنی: بیشتر جدا شده: *wi-tero) نُردیک کهن، 𐍅𐌹𐌳𐌿𐍅𐍉 /widuwo (بیوه) و wiþra (ضد، مقابل) گُتی، vidova/ въдова (بیوه) و vitoru (دوباره، دومی) اسلاوی کهن کلیسایی، deviser (بخش بخش کردن، چیدن، برنامه ریختن) و devis (تفکیک، تقسیم) و guerdon/ guerredon (دستمزد، تاوان، غرامت؛ در اصل *withra-lon یعنی با-پاداش) فرانسوی کهن، widiwe/ wuduwe (بیوه) و wið (مقابل، ضد، به سوی) و wiðerlean (غرامت) و wiðinnan (درون، اندرون) و wiðutan (بدون، بی) و wiðstandan (مقاومت ورزیدن) انگلیسی کهن، widowa (بیوه) و withar (مقابل،‌ ضد، کنار) ساکسونی کهن، widwe (بیوه) فریزی که، weduwe (بیوه) و weder (دوباره) هلندی میانه، wituwa (بیوه) و widarlon (تاوان، غرامت) و widarstan (مقاومت کردن) آلمانی کهن، felb (بیوه) ایرلندی کهن،

در زبان‌های اروپایی زنده هم این واژگان را از این ریشه سراغ داریم: witwe (بیوه) و widerstehen (مقاومت کردن) آلمانی، vdova (بیوه) روسی، deviser (گپ زدن، شایعه پرداختن) و division (واحد تقسیم شده، سپاه) فرانسوی، weduwe (بیوه) هلندی، gwedeu (بیوه) ولش، weer (دوباره) هلندی، 

در زبان انگلیسی این مشتق‌ها از این ریشه بازمانده‌اند: widow (بیوه)، with (با، همراه با)، device (ابزار؛ ۱۳۰۰م.)، devise (چیدن، شکل دادن؛ اوایل قرن سیزدهم، بخشیدن، واگذار کردن؛ اواخر قرن چهاردهم)، divide (جدا کردن، تفکیک کردن؛ اوایل قرن چهاردهم)، divider (جدا کننده، توزیع کننده؛ ۱۵۲۰م.)، divisible (تفکیک‌پذیر؛ اوایل قرن پانزدهم)، division (تقسیم، تفکیک؛ اواخر قرن چهاردهم)، divisive (تقسیم کننده؛ ۱۶۰۰م.، ناجور، ناساز؛ ۱۶۴۰م.)، divisor ([در ریاضی] مقسوم؛ میانه‌ی قرن پانزدهم)، individual (یکتا، تقسیم ناپذیر؛ اوایل قرن پانزدهم، فرد، شخص؛ ۱۶۱۰م.)، redivide (از نو تقسیم کردن؛ ۱۶۰۰م.)، undivided (تقسیم ناشده؛ اوایل قرن پانزدهم)، guerdon (پاداش، مزد، اسم شخص؛ اواخر قرن چهاردهم)، withdraw (عقب‌نشینی کردن؛ اوایل قرن سیزدهم)، withers (شانه و کول جانوران؛ ۱۵۷۰م.)، withhold (حفظ کردن، نگه داشتن؛ ۱۲۰۰م.)، within (درون)، without (بدون)، withstand (مقاومت کردن؛ اوایل قرن پانزدهم)

         در زبان‌های آریایی این ریشه به «*ویدَوْ» تبدیل شده که همان معنای «دور کردن، جدا شدن» را می‌رساند. در زبان‌های ایرانی کهن از این ریشه چنین کلماتی برخاسته‌اند: adIW (ویدَه: خود را وقف کاری کردن) و AwaDIW (ویذَوا: بیوه) اوستایی، «اَویدْهَت» (اختصاص دادن، سهم‌بندی کردن) و विधवा (ویدْهَوا: بیوه) و «ویدْهوهْ» (تنها، تک) سانسکریت، «وِوَگ» (بیوه) پهلوی، «ویداوچ» (بیوه) سغدی، 

در زبان‌های ایرانی نو هم این مشتق‌ها از آن را سراغ داریم: «بیوه» (زن شوهر مرده) پارسی، «ایدَیْز» (بیوه) آسی، «بی/ بیِه» (بیوه) کردی، «بیبی» (بیوه) ترکی. बेवा (بِوَه: بیوه) هندی هم از پارسی وامگیری شده است. همچنین دورفر پیشنهاد کرده که کلمه‌ی پارسی «بی‌بی» که از لری وامگیری شده و «زن سالمند، مادر خاندان» معنی می‌دهد هم شکلی دگرگون شده از «بیوه» باشد و این حدس به نظرم درست است.

در شعر پارسی «بیوه» فراوان به کار گرفته شده است: 

فردوسی: «سه‌دیگر ز کَپّان بسختید سیم          زن بیوه و کودکان یتیم»

جامی: «تو نهاده به تخت، پشت فراغ             میوه‌ی عیش می‌خوری زین باغ

بیوگان در فغان ز میوه‌بری               تو گشاده دهان به میوه‌خوری»

نظامی: «تنگدستان ز من فراخ درم                        بیوگان سیر و بیوه‌زادان هم»

اوحدی مراغه‌ای: «به یتیمان کوچه می‌کن چشم  بیوگان را سخن مگو با خشم»

سعدی: «نبودی مگر آه بیوه‌زنی                  اگر بر شدی دودی از روزنی»

و: «شنیدم که بیوه‌زنی دردمند            همی گفت و رخ بر زمین می‌نهاد

هر آن کدخدا را که بر بیوه‌زن            ترحم نباشد زنش بیوه باد»