ریشهی پیشاسامی «*برک» به معنای «برکت دادن، بخشایش» در زبانهای کهن ایرانی چنین واژگانی را زاده است: בֵּרֵךְ (بِرِک: برکت دادن، بخشودن) و בֵּרַךְ (بیرَک: برکت) و בָּרַךְ (بارَک: آفرین، برکت یافته) و מַבְּרוּק (مَبْروک: شادمان، برکت یافته) و בְּרָכָה (بَراکَه: برکت دادن) عبری، ܒܘܪܟܐ (بورْکا: برکت) و ܒܪܟ (بَراکا: برکت دادن، بخشودن) و ܒܪܟܐ (بَرْکا: بخشایش) و ܢܒܪܟ/ ܢܒܪܘܟ (نِبْرَک/ نِبْرُوک: تقدیس کردن، تبریک گفتن) سریانی، בָּרֵךְ (بارِک: برکت دادن، بخشودن) آرامی،
از این ریشه در پارسی چنین واژگانی برخاستهاند: «برکت»، «بابرکت»، «بیبرکت»، «برکت دادن/ داشتن/ رفتن/ آوردن»، «برکات»، «متبرک»، «تبرک»، «مبارک»، «تبریک»، «تبریکات»، «مبارکه»، «بارکالله/ باریکلا»، «تبارکالله»،
در سایر زبانهای زندهی ایرانی از این بن چنین واژگانی را سراغ داریم: «بَرَکَ» (بخشودن، برکت دادن) و «بَرِکَه» (برکت) و «مَبْروک» (شادمان، برکت یافته) و «مُبارَک» عربی، բարաքյաթ (باراکْیات: برکت) ارمنی، ბარაქა (بَرَکَه: برکت) گرجی، ბარაქ (بَرَک: برکت) باتس، bereqet (برکت) آلبانیایی، «بِرِکَت» (برکت) و «موبارَک» (مبارک، اسم مرد) و «تِبْریک» (تبریک) ترکی، бәрәкәт (باراکات: برکت) باشکیری، береке (بِرِکِه: برکت) و мүбарак (موبَرَه: مبارک) قزاقی، «موبارَک» (مبارک) چغتایی و ترکی اویغوری، «موبُرَک» (مبارک) ازبکی، «موبارَک» (مبارک) اردو،
در زبانهای هندی از اینجا چنین واژگانی را سراغ داریم: मुबारक (موبارَک: مبارک) هندی، বরকত (بُرْکُت: برکت) و মোবারক (مُوبَرُک: مبارک) بنگالی،
برخی از این کلمات در زبانهای دیگر هم وامگیری شدهاند: ባረከ (بَراکا: برکت) حبشی گئز و امهری، бериќет (بِریکِت: برکت) مقدونی، Barak (اسم مرد، یعنی برکت) و barches (برکت) انگلیسی، brooche (برکت) هلندی، birkes (برکت) دانمارکی، bergis/ barkis (برکت) سوئدی، baraka (برکت) اسپانیایی، berechet (برکت) رومانیایی، ברכה (بْرُکْهِه: برکت) ییدیش، берекет/ бәрәкәт (بِرِکِت/ باراکات: برکت) تاتاری کریمه، «بِرْکَت« (برکت) مالایی، «بِرْکَت/ بِرْکَهْ» (برکت) اندونزیایی، «باراک/ بَرَک» (اسم مرد، یعنی برکت) سودانی، «بَرْکا» (برکت) هوسه، «بَریکا» (برکت) یوریبا، «بَرَکَه» (برکت) سواحیلی، «بَرْکَه» (برکت) زَقاوا،
این واژگان در شعر و ادب پارسی زیاد کاربرد داشتهاند:
ناصرخسرو قبادیانی: « تا در دلم قران مبارک قرار یافت پر برکتست و خیر دل از خیر و برکتش»
هلالی چغتایی: « قرعهی بندگی خویش به نامم زدهای این سعادت عجبست این چه مبارک فالیست»
مولانای بلخی: «به مبارکی و شادی چو نگار من درآید بنشین نظاره میکن تو عجایب خدا را»
سعدی شیرازی: « تبرک از در قاضی چو بازش آوردی دیانت از در دیگر برون شود ناچار»