واژهی «ایل» از ترکی وارد پارسی شده و ترکیبهایی متنوع را پدید آورده است: «ایل»، «ایلی»، «ایلخان»، «ایلچی»، «ایلیات»، «ایلیاتی»، «ایلخی»، «اولوس» (قبیله، طایفه)،
«ایل» در زبانهای ترکی بسیار رایج بوده و به این صورتها دیده میشود: 𐰃𐰠 (اِل) ترکی کهن، «ایل» و «ایلچی» چغتایی، «اِل» و «اویْماق» (شعبهی قبیله، تیره) ترکی آذری، «اِل» ترکی اویغوری و ازبکی و قبچاقی، ил (اِل) باشکیری، ял (یَل) چاووشی، ел (اِل) قزاقی، эл (اِل) قرقیزی، ил (ایل) تاتاری،
این واژگان در شعر و ادب پارسی توزیعی محدود داشته است:
بندار رازی: «در ایلخی شاه اسب کروک دبو در قافله نیز اشتر لوک دبو»
عبدی زاکانی: « موشکی بود ایلچی ز قدیم شد روانه به شهر کرمانا
نرم نرمک به گربه حالی کرد که منم ایلچی ز شاهانا »