ریشهی پیشاهندواروپایی «*kar» به معنای «بریدن» را پیشتر در شرح واژگان دیگر مورد بحث قرار دادیم و این که احتمالا خویشاوند بن «*کَر» آریایی به معنای «کردن» است. یکی از مشتقهای این بن، ریشهی «*کَر» در زبانهای آریایی را پدید آورده که «قطع کردن، بریدن» معنی میدهد. از اینجا ریشهی «*کَر» به معنای «دفعه، بار» پدید آمده که در زبانهای اروپایی در kartas (دفعه، بار) لیتوانیایی باقی مانده است. این بن در زبانهای باستانی ایرانی به این شکلها دیده میشود: tvrvkah (هَکَرَت: یک مرتبه) اوستایی، «هَکَرَم» (اگر، یک دفعه) پارسی باستان، «سَکْرْت» (ناگهانی) سانسکریت، «اَگَر/ هَکَر» (اگر، یکباره) و «هَگْریز/ هَکْریچ» (هرگز) پهلوی، «نوکر» (اکنون) و «کریس» (دفعه، نوبت) سغدی، «اَگْریژ» (هرگز) و «اَگ» (اگر) پارتی، «هَگْریز» (هرگز) تورفانی،
در زبانهای ایرانی زنده این بن چنین واژگانی را پدید آورده است: «اگر/ گر/ اگه» و «مگر/ مگه» و «هرگز/ هَگِرز » پارسی، әгәр (اَگَر) باشکیری، егер (اِگِر: اگر) قزاقی و قرقیزی و کومیکی، «اِگِر» (اگر) ترکی و طبری، ئەگەر (اِگِر: اگر) ترکی اویغوری، «اَگَر» ازبکی، «اَگَر» اردو،
در زبانهای هندی این بن به این شکلها تحول یافته است: अगर (اَگَر) اودی، अगर (اَگَر) دُگری، અગર (اَگَر) گجراتی، अगर (اَگَر) هندی و مراثی و مالوی، «اَگَر» سندی، अगर (اَگَر) مایثیلی، ଅଗର (اُوگُورُو: اگر) اوریا، ਅਗਰ (اَگَر) پنجابی،
این واژهها بیشمار بار در شعر و ادب پارسی به کار گرفته شدهاند:
شهید بلخی: « اگر غم را چو آتش دود بودی جهان تاریك بودی جاودانه
در این گیتی سراسر گر بگردی خردمندی نیابی شادمانه»
رودکی سمرقندی: «همه به چنبر گذار خواهد بود این رسن را، اگر چه هست دراز
...ناز، اگر خوب را سزاست به شرط نسزد جز ترا کرشمه و ناز»
بابا طاهر عریان: «اگر دستم رسد بر چرخ گردون از او پرسم كه اين چين است و آن چون »
ابوسعید ابیالخیر: «در عالم اگر فلک اگر ماه و خورست از بادهي مستي تو پيمانه خورست »