واژهی سومری 𒄃 (گیلیم/ گیلیب) به معنی «سر راه کسی قرار گرفتن، مسیری را سد کردن، با طناب بستن» در اصل از 𒄀𒄃 (گی گیلیم) مشتق شده به معنای «شاخ و برگ، جنگل»، و خود این واژه احتمالا با 𒉾 (گیلیم) به معنای «جونده، موش خرما» و 𒃻𒄃 (نیگگیلیم: نوعی جونده، جانور موذی) خویشاوند باشد. این واژه در زبان اکدی با همین نشانه وامگیری شده اما معنایش به «تاج، دیهیم» تغییر یافته و به 𒄃 (کیلیلو) تبدیل شده است. این کلمه در زبانهای باستانی ایرانی با همین معنا به چنین صورتهایی دیده میشود: כלילא/ כְלִילָא (کَلیلا: تاج، سربند) آرامی، ܟܠܺܝܠܳܐ (کَلیلا: تاج، دستار) سریانی،
در زبانهای زندهی ایرانی از اینجا چنین واژگانی برخاستهاند: «اکلیل» (در اصل یعنی: تاج) و «اکلیلی» (زیور، آرایهی زرین) پارسی، «إِکْلیل» (تاج) عربی، «اَکْلیل» (سربند، نیمتاج) ترکی، «اِکْلیل» (دستار) کردی،
این واژه به زبانهای دیگر هم وارد شده است: አክሊል (آکْلیل: تاج) حبشی امهری و گئز، አክሊል (عاکْلیل: تاج گل، دستار) تیگره، alecrim (گل سرخ) پرتغالی،
«اکلیل» در شعر و ادب پارسی به ندرت به کار گرفته شده است:
نظامی گنجوی: « اکلیل به قلب تاج داده عقرب به کمان خراج داده »
و: « مرا زیبد از خسروان عجم سرتخت کاووس واکلیل جم »
منوچهری دامغانی: «ملکی کش ملکان بوسه به اکلیل زنند میخ دیوار سراپرده به صد میل زنند »
انوری ابیوردی: « ای نهاده به خاصیت ز ازل قدرت اکلیل چرخ را اکلیل »