اغلب فرهنگها «اکسیر» را از xerion (کْسِریُون) یونانی مشتق دانستهاند. این واژه از xeron (کْسِرُون) گرفته شده به معنای «خشک» و معنای اصلیاش «پودر، چیز خشک شده» است. احتمال دارد این کلمه چنان که گفتهاند «داروی شبیه پودر» معنی بدهد، ولی قدری این ارتباط دور از ذهن است. در مقابل مشتقهای بن سامی «*کسر» (شکستن، جزء) به سادگی معنای اصلی «اکسیر» یعنی «جزء اصلی، جوهر» را به دست میدهند. کانون تحول دانش شیمی در جهان باستان هم ایران بوده و این مفاهیم اغلب از زبانهای ایرانی به یونانی و زبانهای دیگر غربی راه یافتهاند.
اما نکته در اینجاست که قدیمیترین ثبت این کلمه در زبانهای سامی ܟܣܪܝܢ/ ܟܣܐܪܝܢ/ ܟܣܝܪܝܢ (کْسیرین: اکسیر) است که آشکارا از یونانی وامگیری شده است. از سوی دیگر همتاهای «اکسیر» در زبانهای اروپایی به خاطر حفظ حرف تعریف «ال-» از عربی گرفته شدهاند. بنابراین چنین مینماید که دربارهی این کلمه با تداخلی بین دو زبان یونانی و زبانهای سامی سروکار داشته باشیم. «اکسیر» به صورت elixir/ elixir در اغلب زبانهای اروپایی وامگیری شده است.
«اکسیر» در سایر زبانهای ایرانی نیز رواج داشته است که مشهورترین نمودهایش «إِکْسیر» عربی
و «ایکْسیر» ترکی است.
این کلمه در شعر و ادب پارسی به نسبت زیاد کاربرد داشته است:
سعدی شیرازی:«گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم »
عبدالرحمن جامی: «دولت صحبت چنین پیری مس قلب تو راست اکسیری
تا شود زر مس تو زآن اکسیر بگسل از خویش و دامن آن گیر»
بیدل دهلوی: «عالمی چشم از مزار ما به عبرت آب داد خاک ما فیض هزار اکسیر روشن میکند»