او


آخرین به روزرسانی:


         ریشه‌ی پیشاهندواروپایی «*auo» به معنای «آن» به احتمال زیاد با بن «*swe» به معنای «خود» خویشاوند است. این بن اخیر در مدخل «خودکار» مفصل موضوع بحث بود. بن «*auo» در زبان‌های آریایی به ریشه‌ی «*اَوَه» بدل شده و در زبان‌های کهن ایرانی چنین واژگانی را زاده است: Awa (اَوَه: او) و yO (اُوی: او-فاعلی) و Ewa (اَوِه: او-غیرفاعلی) و yA (آی: حرف ندا) اوستایی، «اَوَهیَه» (او) و «اَوَیْشام» (ایشان) پارسی باستان، «اَوَه» (او) و «اُوی» (او-فاعلی) و «اَوِه» (او-غیرفاعلی) و «آی» (حرف ندا) سانسکریت، «اُوی» (او) و «اُویْشان» (ایشان) و «اِ» (ای- حرف ندا) پهلوی، «اَوَه» (او) و «اُوی» (او-فاعلی) و «اَوِه» (او-غیرفاعلی) و «آی» (حرف ندا) تورفانی، «اَویهْ» (او) سغدی، 𐭥𐭫𐭤‎ (اُویْ: او، آن) و «وَسْناذ» (واسه‌ی، برایِ) پارتی،

این بن در بقیه‌ی زبان‌های زنده‌ی ایران چنین کلماتی را زاده است: «او» و «وی» و «اوی» و «اَی/ اِی» (حرف ندا) و «ایشان» و «واسه» (برای) پارسی، «وَسْن» (واسه‌ی، برای) ارمنی، «اوج/ اوس» (او) آسی، 

این ضمیرها در شعر و ادب پارسی بی‌شمار بار به کار گرفته شده‌اند.