ریشهی پیشاهندواروپایی «*henteros» به معنای «دیگری، دومی» از ترکیب دو ریشهی «*hen» (پیش، جلو) و «*dwoh» (۲) حاصل آمده و در زبانهای کهن اروپایی چنین واژگانی را پدید آورده است: alter (دیگر) لاتین، annarr (دیگر) نردیک کهن، andar (دیگر) آلمانی کهن، other (دیگر) فریزی کهن، othar (دیگر) ساکسونی کهن، anters (دیگر) پروسی کهن، 𐌰𐌽𐌸𐌰𐍂 (اَنْثَر: دیگری، متفاوت) گتی، въторyи (یوتُرْیی: دومی، دیگری) اسلاوی کهن شرقی، въторъ / ⰲⱏⱅⱁⱃⱏ (ووتُرو: دومی، دیگری) اسلاوی کهن کلیسایی، wtóry (دومی) لهستانی کهن،
در زبانهای زندهی اروپایی از اینجا چنین کلماتی را سراغ داریم: and (و) و other (دیگر) و otherwise (وگرنه) و another (یکی دیگر، دیگری) انگلیسی، ander (درون) آلمانی و هلندی، antras (دیگر) لیتوانیایی، otrs (دیگر) لاتویایی، паўтара́ць (پاوتاراتْس: تکرار کردن، مرور کردن) بلاروسی، второ́й (وْتُرُویْ: دومی، بالایی) روسی، вто́рий (وْتُرْیی: دومی، دیگری) اوکراینی، вто́ри (وْتُری: دومی، دیگری) بلغاری، втор (وْتُر: دومی، دیگری) مقدونی، vtóri (دومی، دیگری) اسلوونیایی، úterý (سهشنبه) چک، wtóry (دیگری) لهستانی،
این بن در زبانهای آریایی به ریشهی «*اَنْدَر/ *هَنْتَر» تبدیل شده و در زبانهای باستانی ایرانی چنین کلماتی را پدید آورده است: «تَمَیْ/ دَمّائی» (دیگری، دومی) و «تان» (دوم) هیتی، «تووانا» (دیگری، دومی) لوویایی، aratNa (اَنْتَرَه: اندر) و mvratIW (ویتَرَم: بیشتر، به علاوه) اوستایی، वितरम् (ویتَرام: بیشتر، دوباره) وवितर (ویتَرا: بعدی، دیگری) سانسکریت، «پراندیر» (پسرخوانده، پور-اندر) و «دُغداندیر» (دخترخوانده، دختندر) خوارزمی، «هَنْدَرَه» (دیگر، غیر) سکایی،
در پارسی از اینجا چنین کلماتی زاده شدهاند: «اندر» (غیر، دیگر)، «پدندر» (ناپدری)، «مادندر» (مادرخوانده)، «کَسَندر» (ناکس، نااهل)، «دختندر» (دخترخوانده)،
در سایر زبانهای زندهی ایرانی از این ریشه چنین واژگانی زاده شده: «پْلَنْدَر» (ناپدری) پشتون، «اَیْنْدَر» (دیگری، غیر) آسی، «بَچَنْدَر» (فرزندخوانده، پسرخوانده) اورموری، «اَنْدَری» (ناتنی) زرقانی و راوری،
این واژگان در شعر و ادب پارسی بسامدی اندک داشتهاند:
رودکی سمرقندی: «جز به مادندر نماند این جهان گربه روی
با پسندر کینه دارد همچو با دختندرا »
لبیبی خراسانی: «از پدر چون از پدندر دشمنی بیند همی مادر از کینه بر او مانند مادندر شود »
ملکالشعراء بهار: «آشنا کآزار یاران جست او بیگانه است مادری کآسیب طفلان خواست او مادندر است»