افیون


آخرین به روزرسانی:
افیون


         ریشه‌ی هندواروپایی «*sokwo» به معنای «شیره، شهد» چندان بارور نبوده و در زبان‌های ایرانی مشتقی ندارد و در زبان‌های اروپایی هم تنها این نمونه‌ها را از آن سراغ داریم: opos (اُپُوس: شهد) و opion (اُپیوم: غوزه، شیره‌ي غوزه) یونانی، opium (تریاک) لاتین، soki (شیره) اسلاوی کهن کلیسایی، sakaī (صمغ) لیتوانایی، opium (تریاک؛ قرن هفدهم) و opiate (داروی حاوی تریاک؛ اوایل قرن پانزدهم) و opioid (مواد شبه‌مخدر؛ ۱۹۵۷م.) انگلیسی. این واژه از راه یونانی به پارسی وارد شده و «افیون» و «افیونی» را ایجاد کرده است.از راه پارسی و سغدی هم در راه ابریشم به سمت شرق رفته و در چین به «هاه‌پین» کانتونی بدل شده و در ۱۸۸۷م. باز در انگلیسی وامگیری شده و به hop (تریاک؛ ۱۸۸۷م.) و hophead (معتاد، افیونی؛ ۱۹۱۱م.) را نتیجه داده است. 

         «افیون» از قرن پنجم هجری به بعد در شعر و ادب پارسی زیاد به کار گرفته شده و به ویژه مولانا آن را زیاد به کار گرفته است:

سنایی: «بنگ و افیون شود از بوی تو سرمایه‌ی عقل             گر در آن کو که تو باشی بود افیون یا بنگ»

مولانا: «می‌دهد افیون به مرد زخم‌مند                     تا که پیکان از تنش بیرون کنند»

حافظ: «از آن افیون که ساقی در می‌افکند                          که می‌رقصند با هم مست و هشیار»