ریشهی پیشاهندواروپایی «*geu» به معنای «افزودن» در زبانهای اروپایی شاخهزایی چندانی نکرده، اما در زبانهای آریایی به بن «*گَوْ» تبدیل شده که «افزودن، پیش بردن، رواج دادن» را میرساند و در زبانهای کهن ایرانی چنین واژگانی را برساخته است: wag (گَوْ: پیش رفتن) و itianug (گونَیْتی: تدارک دیدن) اوستایی، «جَوَتِه» (شتافتن) سانسکریت، «جَوْ» (جلو راندن) و «اَبیجَوْ» (افزودن) پارسی باستان، «اَبْزودَن» (افزودن) و «اَبْزُون» (افزون) پهلوی، «اَفزَوْ» (افزایش یافتن) و «اَفْزای» (افزودن) تورفانی، «اَوْگاوْ/ اَوْگوذَن» (افزودن) و «ویغاوْ» (کاهش) و «فْرَغاوْ» (گنجینه) پارتی، «اَوْزای» (بالیدن) و «بجاو» (افزودن) سغدی، «وغو» (زیاد شدن) و «وغاوی» (افزودن) خوارزمی
در پارسی با افزوده شدن پیشوند «اَبی-» به بن فعلی «جوتَه» چنین کلماتی زاده شدهاند: «افزون»، «افزودنی»، «روزافزون»، «افزایش»، «فزاینده»، «جانفزا»، «فرهافزون»، «جانافزا»،
حدس میزنم کلمهی «گَوَن» در پارسی هم از همین جا آمده باشد. این کلمه در اوستایی هم به صورت anawag (گَوَنَه) وجود دارد و نام نوعی میوه است.
این واژگان در شعر و ادب پارسی رواجی کامل داشته اند:
فردوسی توسی: « که فرزند گر سر بپیچید ز دین پدر را بدو مهر افزون ز کین»
نظامی گنجوی: « ز جنس چارپا چندان که خواهی به افزونی فزون از مرغ و ماهی»
مولانای بلخی: « گویی مرا چون میروی گستاخ و افزون میروی
بنگر که در خون میروی آخر نگویی تا کجا»