ریشهی پیشاهندواروپایی «*kel/ *skel» به معنای «بریدن، قطع کردن» در زبانهای کهن اروپایی در محور معنایی «ابزار جدا کردن» و «چیزِ تکه تکه شده» تعمیم یافته و این واژگان را پدید آورده است: skala (سْکالا: رکاب، پله) و skallein (بریدن، کندن، قطع کردن) و akslop (سْکالُپ: موشکور) و skalenws (سْکالِنوس: فرد، نامتقارن) و trigwnon skalhnon (تْریگونُن سْکالِنُن: مثلث مختلفالاضلاع) یونانی، scalenus (فرد، نامتقارن) و culter (تیغهی خیش) و sculptura (مجسمه) و scala (نردبان) و scalpere (بریدن، تراشیدن) لاتین، skalpr (صدف) و skalli (کچل) و skjölf (نیمکت) و halfr (نیمه، نصف) و skjöldr (سپر، حفاظ) نردیک کهن، culter (تیغهی خیش، چاقو) و cultellus (تیغ کوچک) و scylfe (طبقات گنجه) و scel (صدف) و scalu (جام) و halb/ half (نیمه، نصف) و scealu (فلس) و scolu (گروه، دستهی سربازان) انگلیسی کهن، halven/ halfen (نصف کردن؛ ۱۲۰۰م.) و schale (فلس؛ اواخر قرن چهاردهم) و sheel (پوست تراشیدن) انگلیسی میانه، escale (فلس؛ قرن دوازدهم) و escalope (صدف) و schele (پلکان، نردبان) فرانسوی کهن، skala (جام، پیمانه) و skild (سپر، حفاظ) و halba (نیمه، نصف) و scola (گروه، دستهی سربازان) ساکسونی کهن، half (نیمه، نصف) فریزی کهن، schelpe (صدف) و scilt (پوشش، حفاظ) و half (نیمه، نصف) و schole (گلهی ماهی یا جانور) و schillede (مجزا، متمایز) و schillen (متمایز ساختن، جدا کردن) هلندی میانه، skolika (صدف) اسلاوی کهن کلیسایی، halbs (نیمه، نصف) و skalja (موزائیک، فلس) و skildus (سپر، حفاظ) گتی، scala (صدف، جام) آلمانی کهن،
در زبانهای زندهی اروپایی هم از این ریشه چنین کلماتی برخاستهاند: coltelaccio (چاقوی بزرگ) و scala (پلکان) ایتالیایی، ecale (فلس، ترازو) و coutelas (چاقو؛ قرن شانزدهم) و scalpe (فرق سر، پیشانی) و échelle (پلکان، نردبان، مقیاس) فرانسوی، escala (پلکان) اسپانیایی و پرتغالی، school (گلهی ماهی) و schaal (ترازو، جام پیمانه) و schild (پوسته، حفاظ) و verschillen (تمایز قایل شدن، متفاوت کردن) و Schild (سپر، حفاظ) هلندی، skelti (تقسیم کردن، نصف کردن) لیتوانیایی، Schale (جام، فنجان) و skalp (فرق سر) و Schalstein (سنگ آهک ورقه شده) و schalgebrige (لایههای سنگ زمینشناختی) و Schild (سپر، حفاظ) و Skala (پلکان، نردبان) آلمانی، skalp (فرق سر) سوئدی و دانمارکی، скала (سْکالا: اسکله) مقدونی، шкала (شْکالا: ترازو، جدول اعداد) روسی،
در زبان انگلیسی از این تبارنامه چنین واژگانی را سراغ داریم: coulter (تیغهی خیش)، cutlass (چاقوی خمیده، )، scale (فلس؛ ۱۳۰۰م.، فاصلهای بر محوری؛ قرن چهاردهم، ترازو؛ اوایل قرن پانزدهم)، scallop (صدف دوکفهای؛ ۱۴۰۰م.)، scalp (فرق سر؛ میانهی قرن چهاردهم؛ بریدن سر [سرخپوستان]؛ ۱۶۷۰م.)، sculpture (مجسمه؛ اواخر قرن چهاردهم)، scalpel (تیغ کوچک، چاقوی جراحی؛ ۱۷۴۲م.)، school (گلهی ماهی)، skill/ skoal (جام؛ ۱۶۰۰م.)، shell (پوسته، صدف)، shield (سپر، حفاظ)، shelf (طبقات گنجه؛ آخر قرن چهاردهم)، shale (لایهی زمینشناختی سنگها، چینهبندی سنگ)، half (نصف، نیمه؛ )، halve (نصف کردن، تقسیم کردن؛ ۱۴۰۰م.)، sheldrake (اردک وحشی؛ اوایل قرن چهاردهم، مرکب از؛ sheld: جدا کردن + drake: اردک)، shoal (انبوه، گروه بزرگ [ماهی]؛ ۱۵۷۰م.)، escalator (پله برقی؛ ۱۹۰۰م.)،
برخی از این واژگان در زبانهای ایرانی وامگیری شدهاند: «اسکله» و «اِشِل» (مقیاس) و «اسکالپل» (چاقوی جراحی) پارسی، «إصقاله» (پلکان) عربی، სკალა (سْکالا: اسکله) گرجی، shkallë (اسکله) آلبانیایی، шкала (سْکالا: مقیاس، ترازو) قزاقی، niks (سَکّین: چاقوی سلاخی) عبری،