ریشهی پیشاسامی «*شیم» به معنای «نامیدن» در زبانهای کهن ایرانی چنین واژگانی را پدید آورده است: 𒈬 (سوموم: اسم) اکدی، 𐎌𐎎 (شومو: اسم، شهرت، سطر) اوگاریتی، 𐤔𐤌 (شِم: اسم) فنیقی، שְׁמָא (شَما: اسم، لقب) و שֻׁם (شوم: ) آرامی، שם (شِم: نام) و שׁוּם (شوم، بعضی، برخی) عبری، שְׁמָא (شَما: اسم) آرامی بابلی، ܫܡܳܐ (شَما: اسم) و ܒܲܪܫܡܵܐ (بَرْشْما: همنام، کسی که اسم پدر یا پدربزرگش را رویش گذاشتهاند) و ܫܡܵܗܘܼܬܵܐ (شْماهوتا: نامگذاری) و ܫܸܡ (شیم: برخی، بعضی) و ܫܘܼܡܵܗܵܐ (شوماها: صفت، شهرت) و ܚܠܵܦܫܡܵܐ (هْلاپْشْما: ضمیر) و ܫܲܡܸܗ (شَمّیهْ: نام نهادن) و ܫܡܵܗܵܝܵܐ (شْماهایا: اسمی، نامانگارانه) و ܫܸܡܵܐ ܩܢܘܿܡܵܝܵܐ (شیما قْنومایا: اسم خاص) و ܡܫܲܡܗܵܢܵܐ (مْشَمْهانا: بامسما، بیانگر) و ܫܸܡܵܐ ܕܐܲܠܵܗܵܐ (شیمّا د.اَلّاها: اسماء الاهی) سریانی، 𐩪𐩣 (سَم: اسم) سبایی،
در پارسی از این بن چنین واژگانی را میشناسیم: «اسم»، «اسمی»، «اسمگذاری»، «بیمسمی/ بیمسما»، «موسوم»، «اسماء»، «شیما» (اسم دختر، برآمده از سریانی)، و حدسم آن است که کلمهی پارسی «سِمَت» (جایگاه، شأن، لقب) هم از اینجا مشتق شده باشد. شاخهزایی این بن در پارسی از عربی بیشتر بوده و حدسم آن است که برخی از دلالتهایش مستقیم از سریانی وامگیری شده باشد.
این ریشه در بقیهی زبانهای زندهی ایرانی چنین کلماتی را زاده است: «إِسْم» عربی، «ایسْم» (اسم) ترکی و ازبکی و اردو، исем (ایسِم: اسم) باشکیری، есім (اِسیم: اسم) قزاقی، исм (ایسْم: اسم) پارسی تاجیکی، «ئیسیم» (اسم) ترکی اویغوری،
در زبانهای هندی این واژگان به این شکلها وامگیری شدهاند: ઇસમ (ایسَم: اسم) گجراتی، इस्म (ایسْم: اسم) هندی، इसम (ایسَم: اسم) مراثی، ಇಸಮು (ایسَمو: اسم) کانادا،
«اسم» در زبانهای دیگر هم با همین معنا وامگیری شده است: «ایسیمو» سواحیلی، «ایسیم/ اِسْم» مالایی، isem مالتی، ⵉⵙⵎ (ایسْم: اسم) بربری تمازیغ، «سونَه» (اسم) هوسه، ስም (سَم: اسم) حبشی امهری وگئز و تیگرینیا،
این واژگان در شعر و ادب پارسی گاه به کار گرفته شدهاند:
عطار نیشابوری: « از مسما کس نخواهد یافت هرگز شمهای
گر به تو اسمی رسد واجب بود شکرانهای»
مولانای بلخی: « بود عاشق فراق اندر چو اسمی خالی از معنی
ولی معنی چو معشوقی فراغت دارد از اسما»
اوحدی مراغهای: « نامت اسمی شود زداینده تن طلسمی جهان گشاینده»